«وَ وَصَّينَا الإنسانَ بِوالِدَيهِ...أنِ اشکُر لي وَ لِوالِدَيک،إلَيَّ المَصير»؛

درآية 14 سورة لقمان، خدا مي‌فرمايد: «وَ وَصَّينَا الإنسانَ بِوالِدَيهِ...أنِ اشکُر لي وَ لِوالِدَيک، إلَيَّ المَصير»؛ «ما به انسان دربارة والدينش سفارش‌کرده‌ايم...که نسبت به من و نسبت به والدينت شاکر و سپاسگزار باش،که بازگشت همه، به‌سوي من است».

       همان‌گونه‌كه مي‌بينيم، خداوند منّان، شکر و سپاس نسبت به والدين را هم‌دوش با شکر و سپاس نسبت به خودش قرار داده‌است. يعني، تو اي انسان، همان‌طورکه خودت را موظّف مي‌داني‌که در مقابل نعمت‌هاي من شاکر باشي، بايد همان‌طور، خودت را موظّف بداني‌که در مقابل زحمات و خدماتي‌که والدين نسبت به تو انجام داده‌اند، شاکر باشي.
       نقل شده‌که: جواني، خدمت رسول اکرم(ص) عرض‌کرد: يا رَسولَ الله، من، جوانم و نيرومند، و دوست دارم در جِهاد شرکت‌کنم و همراه سربازان اسلام، به ميدان جهاد بروم. ولي والدين من پير شده‌اند و رضا به رفتن من نمي‌دهند و دوست دارندکه من درکنارشان باشم.
       البتّه، مي‌دانيم‌که‌گاهي، جهاد بر هر فرد مسلماني واجب عيني مي‌شود. وآن در صورتي است‌که مثلاً دشمن به‌کشور حمله‌کرده‌است و بر همة مردم واجب شده‌که قيام‌کنند و در مقام دفع دشمن برآيند. در اين‌صورت، ديگر، رضايت والدين شرط نيست. ولي در صورتي‌که نيرو براي مقابلة با دشمن به‌قدرکافي موجود باشد، جهاد، واجب‌کفايي، و از ديگران ساقط است. و در چنين‌شرايطي بوده‌که‌آن‌جوان، از رسول اکرم(ص) سؤال‌کرده‌است‌که: من، علاقه‌مند به جهاد هستم، ولي والدينم، رضا به رفتن من نمي‌دهند؛ وظيفة من چيست؟ رسول اکرم(ص) فرمود: اکنون‌که نيرو براي مقابلة با دشمن به‌قدرکافي داريم، اگر والدين تو راضي به رفتن تو نمي‌باشند، بروکنارآنها بمان؛ و من به تو قول مي‌دهم هر شبانه روزي‌که درکنار والدينت باشي وآنها با تو انس بگيرند، ثواب جهاد يک سال، در نامة عملت نوشته شود.
       اين‌بيان از رسول خدا(ص) هم، نشانگر اين‌است‌که شکر والدين،آن‌چنان اثرگذار در زندگي انسان و موجب رضاي خدا مي‌گرددکه ثواب يک سال جهاد، در اِزاي يک شبانه‌روز انس با والدين داشتن، به او داده مي‌شود.
       از اين عجيب‌تر اين‌که: باز،آن‌حضرت(ص) فرموده‌است: ما مِن وَلَدٍ بارٍّ يَنظُرُ إلي والِدَيهِ نَظَرَ رَحمَهٍ، إلاّ کانَ لَهُ بِکُلِّ نَظرَهٍ حَجَّهٌ مَبرورَه؛ هر فرزند نيکوکار نسبت به والدين، وقتي با نگاه مَحَبَّت‌آميز، به صورت والدينش نگاه مي‌کند، به هر نگاه مهرآميزش، ثواب يک حجّ مقبول به او داده مي‌شود.کسي پرسيد: يا رَسولَ الله، اگر روزي صد بار هم، به چهرة والدين نگاه با محبّت‌کند، ثواب صد حجّ مقبول مي‌برد؟ فرمود:آري؛ ثواب صد حجّ مقبول مي‌برد.
       اين‌جاست‌که بايد تذکّراً خدمت دوستان عزيز و محترم عرض شود: عزيزان، قدر نعمت وجود والدين خود را بدانيم‌که اگر باتوجّه زندگي‌کنيم، تمام زندگي ما، غرق در ثواب خدا خواهد شد.
       ازآن‌طرف نيز، از امام صادق(ع) نقل شده‌که فرموده‌است: مَن نَظَرَ إلي أبَوَيهِ نَظَرَ ماقِت، وَ هُما ظالمانِ لَه، لَم يَقبَلِ الله لَهُ صَلاهً؛ اگرکسي، با نگاه خشم‌آلود به والدينش نگاه‌کند، نمازش مقبول خدا نمي‌شود، هرچند والدين نسبت به او ستم روا دارند. و حقوق او را رعايت نکنند.که در اين‌صورت،آنها گناه‌کرده‌اند و نزد خدا مسؤولند، ولي فرزند، در هر حال، موظّف به احسان و خوش‌رفتاري با آنهاست و حتّي نگاهش هم به‌آنها بايد نگاه مهرآميز باشد.
       و اين‌حرف، ازآن‌حرف‌هايي است‌که خوشايند بسياري از ما مردم نيست، ولي بايد دانست‌که ملاک ايمان خوشايند خدا عمل‌کردن است، نه خوشايند خود و ديگران. مسلمان مؤمن به خدا و روز جزا، بايد براي خوشايند خدا، پا روي خوشايند خود و ديگران بگذارد و بداندکه: دينداري به‌معناي واقعي، دشواري‌ها داردکه چاره‌اي جز تحمّل‌آنها نداريم.
 
 
آية 151 سورة انعام، به اصول محرّمات و معاصي‌كبيره اشاره نموده و پيامبر(ص) را مخاطب قرار مي‌دهد و مي‌فرمايد: «قُل: تَعالَوا أتلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُم عَلَيکُم»؛ «بگو: بياييد تا آن‌چه را كه خدا بر شما حرام‌کرده‌است، بيان‌كنم».
       آن‌گاه، اوّلين‌محرّم از محرّمات را تحت عنوان شرك نشان داده‌كه: «ألاّتُشرِکوا بِهِ شَيئا»؛ «چيزي را شريک و همتاي خدا قرار ندهيد». و بعد، دومين‌محرّم از محرّمات را بلافاصله بعد از شرك، تحت عنوان «احسان به والدين» نشان داده و مي‌فرمايد: «وَ بِالوالِدَينِ إحسانا».
       و حال‌آن‌كه: تناسب رعايت هم‌آهنگي با ساير تحريم‌ها درآيه، اقتضا مي‌كردكه بفرمايد: وَ بِالوالِدَينِ عِصيانا. يعني، همان‌گونه‌كه شرك نسبت به خدا حرام است، نافرماني نسبت به والدين نيز حرام است. ولي تغيير عبارت داده‌است و فرموده: «وَ بِالوالِدَينِ إحسانا». يعني، شرك به خدا حرام است و احسان به والدين واجب. و با اين‌تغيير عبارت به اين‌نكته اشاره فرموده‌كه: نسبت به والدين، نه‌تنها، نافرماني و عصيان حرام است، بلكه اطاعت فرمان و احسان، واجب.
      يعني، فرزند نسبت به والدين دو وظيفه دارد: يكي اين‌كه مراقب باشد هيچ‌گاه از خود عصيان و مخالفت فرمان نشان ندهد. و دوم اين‌كه: خود را در همه‌حال، موظّف به احسان و خدمتگزاري به‌آنها بداند.
       در روايت داريم‌كه: راجع به مصاديق احسان به والدين، از معصوم(ع) سؤال شد. در جواب فرمود: همين‌قدركه فهميدي پدر يا مادر، به چيزي نياز دارند، هرچند از تمكّن مالي و نيروي بدني برخوردار باشند، ولي مي‌خواهندكاري انجام بشود، تو، همين‌كه اين‌مطلب را فهميدي، به انجام‌آن‌كار اقدام‌كن و منتظر نباش‌كه‌آنها بگويند و از تو بخواهند.
       نقل شده‌كه: جواني، خدمت امام صادق(ع) شرفياب شد وگفت: پدر من، خيلي پير و از پا افتاده شده‌است، به‌طوري كه ديگري بايد او را به دست‌شويي و حمّام ببرد و توانايي لازم براي انجام‌كارهاي شخصي خودش ندارد.
       امام صادق(ع) فرمود: إن اِستَطَعتَ أن تَلِيَ ذلِکَ مِنه، فَافعَل؛ تو، خودت، اگر توانايي انجام اين‌کارها را دربارة پدر داري، انجام بده. و به ديگري واگذار مکن. و حتّي اگر نوکر و کلفت هم داري، به‌آنها واگذار مکن؛ خودت او را به دوش بگير و به جايي‌که بايد برود، ببر؛ وَ لَقِّمهُ بِيَدِک، فَإنَّهُ جُنَّهٌ لَکَ غَداً؛ و با دست خودت لقمه درست‌کن و به دهانش بگذارکه فردا، همين‌لقمه، سپري براي تو ازآتش جهنّم خواهد شد.
       از باب مثال: اگركسي، ماشين و راننده‌اي دارد و همة کارهاي او را آن‌راننده انجام مي‌دهد. حال، اگر روزي، پدر يا مادر خواست جايي برود، او، خودش، پشت فرمان بنشيند و رانندگي‌کند.که در اين‌صورت، عِلاوه بر حلّ مشکل‌آنها، احترام و ادب‌کرده و تعظيم و تکريمشان نموده‌است. و لذا اين، حساب جداگانه‌اي نزد خدا براي او خواهد داشت.

تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.