علم به دين يا عمل به دين؟

    عمل به دین

 

        علم به دين يا عمل به دين؟

        از هفت آية 6 تا 12 سورة هود از صفحة 222 ، قرآن پس از سخن پيرامون روزي دادن خداوند به همة موجودات و نيز بحث از عرش و چگونگي خلقت‌آسمان‌ها و زمين، در ميانة آية دوم اين‌صفحه، هدف از اين‌آفرينش را بيان مي‌كند.

        آغازآية 7 مي‌فرمايد:

        «وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأرض في سِتَّهِ أيّام وَكانَ عَرشُهُ عَلَي الماء لِيَبلُوَكُم أيُّكُم أحسَنُ عَمَلا»؛

        «و اوكسي است‌كه‌آسمان‌ها و زمين را در شش روزآفريد و عرش او برآب قرار داشت. اينها را آفريد تا شما را بيازمايد كه: كداميك از شما خوش‌عمل‌تر است».

        مطلب عمده براي ما، مُفاد اين‌جمله است‌كه مي‌فرمايد:

        «لِيَبلُوَكُم أيُّكُم أحسَنُ عَمَلا».

        «لـ» در «لِيَبلُوَكُم»، «لـ» غايت است.

        يعني،

        «هدف اصلي خداوند عليم حكيم، ازآفريدن آسمان‌ها و زمين، با تمام محتويات عظيم حيرت‌انگيزكه در ظاهر و باطنشان هست، اين بوده‌كه شما انسان‌ها را در مسير تكامل بيفكند» و از درخت وجود شما، ميوة بسيار عالي عمل به فرامين حكيمانه‌اش‌كه برنامة انسان‌سازي است، بچيند.

        ولي يالَلاَسَف‌كه

        ما بندگان خدا، همين‌بندگان مؤمن معتقد به خدا و قرآن خدا،آن‌چه‌كه اكثراً درباره‌اش نمي‌انديشيم، همان‌مسألة «عمل» است. آن‌چه در نظر ما مهمّ‌آمده، علم به دين است نه عمل به دين!!

        دربارة همين‌آيه‌اي‌كه مورد بحث است، انصاف بدهيد:

        آيا قسمت عمدة همّمان اين نيست‌كه بفهميم‌آسمان يعني چه وآسمان‌هاي هفت‌گانه چگونه اند؟ و «عَرش» يعني چه؟ و «خلقت آسمان‌ها و زمين در شش روز» به چه معناست؟

        امّا

        آيا يك‌صدم اين‌دغدغه را دربارة «لِيَبلُوَكُم أيُّكُم أحسَنُ عَمَلا» داريم‌كه مقصود از «عمل و حُسن عمل»كه هدف اصلي خدا از خلقت است، يعني چه؟ و تا چه مقدار ازآن، در فضاي زندگي ما متجلّي‌گشته‌است؟!

البتّه، شكّي در اين نيست‌كه:

علم و دانش،گوهري بسيار شريف و عالي و نخستين‌پلّه براي ارتقا به مقامات بلند انساني است،

ولي از اين‌سو، مي‌دانيم‌كه:

علم در دين، جنبة مقدّمي براي عمل به فرامين سعادت‌آفرين الهي دارد.

وگرنه،

علم هر چه بيشتر خواني                           چون عمل در تو نيست، ناداني

رُبَّ عالِمٍ قَدقَتَلَهُ جَهلُه وَ عِلمُهُ مَعَهُ لايَنفَعُه؛

چه‌بسيار عالمان‌كه‌كشتة جهلشان مي‌باشند و طرْفي از علم خود نمي‌بندند!

عالمان بي‌عمل، بدبخت‌ترينِ دوزخيانند.

در دنياي امروز، بازار علم، بسيار داغ است، امّا بازار عمل بسياركساد!

و لذا

مفاسد علم در دنياي‌كنوني، به‌مراتب، بيش از مصالحش شده‌است!

اين، وضع زندگي ما مردم مسلمانِ معتقد و پيرو قرآن است و بازار علوم قرآني نيز، تا حدّي‌گرم است، امّا همين‌منشور آسماني قرآن‌كه با لحن وآهنگ‌هاي خوش، درگوش‌ها طنين‌انداز است، در دل‌ها چه مقدار اثرگذار است؟ و در متن زندگي ما مسلمانان، چه جايگاهي دارد؟!

ما خيلي‌كه مسلمان خوبي باشيم، مي‌كوشيم در مجالس ديني و محافل قرآني شركت‌كنيم؛ قاري خوب و حافظ قرآن خوب و مفسّر قرآن خوب باشيم.

امّا

«لِيَبلُوَكُم أيُّكُم أحسَنُ عَمَلا»

مربوط به ما نيست وآن،  امام صادق(ع) مشتري ديگري مي‌طلبد.

به اين‌روايت از ذيل همين‌آيه توجّه‌كنيم‌كه مي‌فرمايد:

لَيسَ يَعني أكثَرَ عَمَلاً وَ لكِن أصوَبَكُم عَمَلاً، وَ إنَّمَا الإصابَه، خَشيَهُ الله وَ النِّيَّهُ الصّادِقَه؛

خداوند از شما كثرت عمل نمي‌خواهد، بلكه درستي عمل مي‌خواهد وآن، به اين است‌كه با خداترسي و نيّت پاك انجام شود!

ثُمَّ قال: اَلإبقاءُ عَلَي العَمَل حَتّي يَخلُص، أشَدُّ مِنَ العَمَل؛

سپس فرمود: پاك نگه‌داشتن عمل ازآلودگي به ريا و ديگر پليدي‌ها، دشوارتر از خود عمل است!!

آن‌گاه، اين‌معيار در اخلاص را بيان فرمود:

وَ اَلعَمَلُ الخالِص، اَلَّذي لاتُريدُ أن يَحمَدَکَ عَلَيهِ أحَدٌ إلاَّ الله، عَزَّ وَ جَلّ؛

عمل خالص، عملي است‌که نخواهي هيچ‌كس جز خدا، تو را به‌خاطرآن ستايش كند!

و اين، جدّاً كار دشواري است و جِهاد نفساني لازم داردكه انسان در كارهاي خوبش، انگيزه‌اي جز جلب رضاي خدا نداشته‌باشد و پس از انجام‌آن نيز، از احدي جز خدا، توقّع مدح و ثنا نداشته‌باشد. اندكي توجّه به غير خدا درگوشة دل،كار را فاسد مي‌كند.

تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۹۳

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.