سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی

    najaf

یکی از مظلومیت های خطبه سلونی این است که متأسفانه جناب سید رضی که جمع آوری کننده خطب نهج البلاغه ست، این خطبه را در نهج البلاغه نیاورد! چون همانطور که می دانید ، نهج البلاغه سه بخش است: یک بخش خطبه ها (یعنی سخنرانی های مولا علی (ع))، یک بخش نامه ها (یعنی مکاتبات امیرالمومنین)، یک بخش هم کلمات قصار (یعنی سخنان کوتاه امام علی).

چون خطبه "سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی" نه جزء سخنرانی، نه جزء نامه و نه جزء کلمات قصار است، لذا سید رضی اصلا این خطبه سلونی را در نهج البلاغه نیاورد. شارحان نهج البلاغه مثل ابن ابی الحدید ، مثل آیت الله جوادی آملی ، مثل استاد علی دوانی، اینها بخشهایی از این خطبه سلونی را در کتاب‌هایشان آوردند.

این مجموعه سوال و جواب ها که معلوم می شود چندین منبر سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی بود، حدود هفتاد و نه پرسش و پاسخ است که توسط یکی از محققین در یک جزوه ای گردآوری شده، و ما حدود تعداد نوزده سوال و جوابها را در اختیار داریم که برگرفته از چند جلسه از سخنرانی ایشان است.

ان شاء الله مطالعه این سوال و جواب ها برای شما مفید باشد ، امید که اندکی بفهمیم چه مولایی داریم و چه اقیانوسی از علوم و معارف، در این خطبه سلونی نهفته هست و ما متاسفانه از آن بیگانه و بی خبریم .

یک نکته:

در میان این پرسش و پاسخ ها ، گاهی نیاز به توضیح بیشتر است تا بتوانیم جان و محتوای کلام مولا علی (ع) را در حد وسع مان ، فرا بگیریم. (ان شاء الله) لذا هر زمانی که این نیاز احساس شد ، با عبارت توضیح بیشتر : ... به این مهم می پردازیم . لطفا توجه بفرمایید که توضیح بیشتر ... جزو خطبه نیست!

اول

اولین سوال کننده از گوشه‌ی مسجد کوفه برخاست و پرسید:

یا علی، به من بگو از اینجا که من ایستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است؟

امیرالمومنین فرمود: اولاً فاصله فرش تا عرش، یک فاصله‌ی مکانی نیست که من به تو بگویم از اینجا تا عرش چقدر فاصله است؟! اما اگر یک مومنی خالصانه بگوید لا اله الا الله و این کلمه توحید را بر زبان خود جاری سازد ، او فاصله فرش تا عرش را پیموده است، فرش و عرش را به یکدیگر دوخته است .

و بعد در ادامه فرمود: اگر می خواهی عرش پروردگار رحمان را جستجو کنی، بدان قلب یک انسان مومن عرش پروردگار رحمان است‌‌.

اولین سوال کننده جواب سوال خود را گرفت و نشست .

دوم

سائل دوم از گوشه‌ی دیگر مسجد برخاست، پرسید:

یا علی، به من بگو واجب کدام است؟ واجب تر کدام است؟

نزدیک کدام است؟ نزدیک تر کدام است؟

عجیب کدام است؟ عجیب تر کدام است؟

مشکل کدام است؟ مشکل تر کدام است؟

امیرالمومنین در پاسخ فرمود:

واجب، ترک گناه است و واجب‌ تر از آن توبه‌ی از گناه است.

نزدیک، قیامت است و نزدیک تر از آن مرگ است.

عجیب ، بی‌وفایی دنیاست و عجیب تر از آن دل بستن به این دنیای بی‌وفاست.

مشکل، سرازیر قبر شدن است و مشکل تر از آن با دست خالی سرازیر قبر شدن است .

این سائل دوم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .

سوم

سائل سوم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:

یا علی، به من بگو من از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول کرد؟

از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزیده است؟

از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول نکرد و مردود اعلام شد؟

از کجا بفهمم خدا گناهان مرا نیامرزید و در نامه ی عمل من ثبت شد؟

امیرالمومنین فرمود:

اگر یک عبادتی انجام داده اید و بعد از آن عبادت، خدا به شما توفیق داد عبادت دوم را انجام بدهید، آن عبادت دوم دلیل بر آن است که خدا عبادت اول را از شما قبول کرد. چون عبادت اولتان را قبول کرد لذا به شما توفیق ورود به عبادت دوم را عنایت کرد.

اگر شما یک گناه و معصیتی مرتکب شدید، منتهی بعد از آن گناه خدا به شما توفیق داد یک طاعت و عبادتی انجام داده اید، این عبادت بعد از معصیت دلیل بر این است که خدا معصیت شما را آمرزیده است و مورد بخشش قرار داد لذا به شما توفیق داد که مرتکب طاعت و عبادتی‌‌ بشوید.

 

اگر اول یک طاعت و عبادتی انجام دادید ، بعد از آن عبادت مرتکب گناه و معصیتی شدید، آن گناه ِ بعد از عبادت دلیل بر این است که خدا عبادت شما را قبول نکرد و مردود اعلام شد لذا مرتکب گناه شدید ، چون اگر عبادت، عبادتِ مقبول بود می بایست شما را از گناه بازدارد. همین که بعد از عبادت معصیت کردید، این معصیت دلیل بر این است که آن عبادت مقبول نبود.

اگر یک گناهی انجام دادید و بعد از آن مرتکب گناه دوم شدید، آن گناه دوم دلیل بر آن است که خدا گناه اول تان را نیامرزید ، لذا مرتکب گناه دوم شدید. اگر مرتکب گناه سوم بشوید، گناه سوم دلیل بر این است که خدا گناه دوم را بر شما نبخشید.

این سومین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .

چهارم

سائل چهارم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:

یا علی، بچه‌ای به دنیا آمد، این بچه یک تن دارد با دو سر . آیا با داشتن این دو سر، او یک نفر محسوب می شود و از پدر یک سهم ارث می‌برد یا دو نفر به حساب می آید و از پدر دو سهم ارث می برد؟

امیرالمومنین فرمود: این دو سر را بخوابانید، وقتی هر دو سر به خواب رفتند آنگاه آهسته، سر اول را از خواب بیدار کنید. اگر همزمان با بیدار شدن سر اول ، سر دوم هم از خواب برخاست، معلوم می‌شود او یک نفر به حساب می‌آید و از پدر یک سهم ارث می‌برد. اما اگر با بیدار نمودن سر اول، دیدید که سر دوم همچنان در خواب است، معلوم می‌شود او دو نفر محسوب می‌شود و از پدر دو سهم ارث می‌برد .

سائل چهارم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .

پنجم

سائل پنجم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:

یا علی، دو مادر بر سر دو بچه با هم به دعوا افتادند. این دو بچه یکی پسر است و دیگری دختر. مادر اولی می‌گوید پسر مال من است، دختر مال تو. مادر دوم می‌گوید نخیر، پسر مال من است، دختر مال تو. چگونه به دعوای این دو مادر خاتمه بدهیم؟

امیرالمومنین فرمود: دو ظرف بردارید، از شیر این دو مادر بدوشید، شیر دوشیده شده را وزن کنید، آن شیری که وزنش سنگین تر

است، پسر مال اوست و آن شیری که وزنش سبک تر است، دختر مال اوست .

این پنجمین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .

 

ادامه دارد.....

 

تاریخ انتشار : ۵ مهر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

ارسال برداشت برای این نوشته بسته شده است.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.