اين‌حقيقت تا حدّي طبيعي است‌كه:

اگر شما بخواهيد صورت خود را در صفحة آينه ببينيد، بايد اوّل صفحة آينه را از تيرگي‌ها پاك‌كنيد. اگر آن‌صفحه، آلوده به انواع‌كدورت‌ها شده و از شدّت تراكم جِرم مبدّل به يك قطعه سنگ سياه خشن گشته‌است، طبيعي است‌كه صورت شما را در خود منعكس نخواهد ساخت.

حال،

آيا مي‌شود توقّع داشت‌آينة قلبي‌كه بر اثر ارتكاب‌گناهان، تيرگي روي تيرگي بر صفحة آن‌آمده و از شدّت تراكم جرم، مثل يك قطعه سنگ سفت و سخت و خشن‌گشته‌است، داراي اين‌صلاحيّت باشدكه جلوه‌گاه جمال ذات اقدس حق‌گردد؟

كه خودش، در پنجمين‌آيه از ميان آيات هفت‌گانة 70 تا 76 سورة بقره از صفحة 11 فرموده‌است:

«ثُمَّ قَسَت قُلوبُكُم مِن بَعدِ ذلِك فَهِيَ‌كَالحِجارَه أو أشَدُّ قَسوَه»؛

«دل‌هاي شما، بعد از ارتكاب اين‌همه‌گناهان، به‌سان قطعه سنگي سخت، يا ازآن‌هم سخت‌تر شده‌است».

درآية ديگر هم فرموده‌است:

كَلاّ، بَل رانَ عَلي قُلوبِهِم ما كانوا يَكسِبون؛

چنين نيست‌كه قيامت قابل باور نباشد، بلكه اينان، بر اثر اعمال زشتشان، چرك و رين بر صفحة قلبشان نشسته. و صلاحيّت پذيرش حق را از دست داده‌اند.

در روايتي هم از حضرت امام باقر(ع) مي‌خوانيم:

ما مِن عَبدٍ إلاّ وَ في قَلبِهِ نُكتَهٌ بَيضاء، فَإذا أذنَبَ ذَنبا خَرَجَ فِي النُّكتَهِ نُكتَهٌ سَوداء، فَإن تابَ ذَهَبَ ذلِكَ السَّواد وَ إن تَمادي فِي الذُّنوب زادَ ذلِكَ السَّواد حَتّي يُغَطِّي البَياض، فَإذا تَغَطَّي البَياض لَم يَرجِع صاحِبُهُ إلي خيرٍ أبَدا، وَ هُوَ قَولُ الله عَزَّ وَ جَلّ:كَلاّ، بَل رانَ عَلي قُلوبِهِم ما كانوا يَكسِبون؛

هيچ بنده‌اي نيست مگر اين‌كه در قلبش، نقطة سفيدي هست. البتّه، روشن است‌كه مراد از قلب، روح است و شايد مقصود از نقطة سفيد، همان فطرت صاف انسان باشدكه در مسير توحيد و خداشناسي، وآماده براي تحصيل فضايل روحي و اخلاقي است. پس، اگر گناهي مرتكب شود، نقطة سياهي درآن‌نقطة سفيد ظاهر مي‌شود، اگر توبه‌كرد،آن سياهي زايل مي‌شود، و اگر متمادي درگناهكاري شد و اصرار بر معاصي ورزيد،آن‌نقطة سياه، رو به ازدياد و شدّت مي‌رود تا اين‌كه تمام‌آن‌نقطة سفيد را مي‌پوشاند، و همين‌كه‌آن نقطة سفيد پوشيده‌شد، درآن‌موقع است‌كه صاحب‌آن قلب، مبتلا به بيماري مهلك قساوت‌گشته و ديگر روي خير و سعادت را نخواهد ديد! و اين همان‌فرمودة خداوند عزّ و جلّ است‌كه:كَلاّ بَل رانَ عَلي قُلوبِهِم ما كانوا يَكسِبون؛ اعمال زشت‌آنان، پليدي و چرك متراكم بر دل‌هاي‌آنها نهاده‌است.