راه های جدال احسن


راه های جدال احسن


پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اورع الناس من ترک المراء و ان کان محقاً»

پارساترین مردم، کسی است که مجادله را رها کند هر چند حق با او باشد.

 

واژه های مجادله و مراء هر دو مربوط به طرز سخن گفتن و ازروش های دعوت و
تبلیغ و مباحثه و گفتگو است، به نحوی که گوینده با چیزهایی که طرف مقابل،
آنها را قبول دارد، سعی می کند نظر او را رد نماید

به عبارت دیگر: جدال و مراء به معنای ایراد گرفتن از سخن فرد دیگری به
منظور کوچک شمردن و اهانت نمودن به او و نشان دادن زیرکی و هوش و به رخ
کشیدن توانمندی خود است، بدون این که هیچگونه انگیزه و فایده دینی داشته
باشد. این دو صفت از اخلاق ناپسند شمرده می شود.


همه ما در امور زندگی فردی و اجتماعی خود، پیوسته با دیگران در ارتباط
هستیم و با اطرافیان خود، مانند: خانواده، فامیل، دوستان، همسایگان،
همکاران، همسفران، همشهریان، و... بحث و گفتگو می کنیم. ممکن است با فامیل و
یا همکاران درباره مسائل سیاسی همچون انتخابات و گزینش نامزد اصلح برای
ریاست جمهوری و یا عملکرد دولت ها با یکدیگر مباحثه داشته باشیم و یا دو
نفر در امور ورزشی و یادرباره یک مسأله علمی با هم بحث نمایند. به همین
ترتیب در روابط اجتماعی، شهروندان دائماً در موضوعات گوناگون اقتصادی،
سیاسی، اجتماعی و... به گفتگو و تبادل نظر و رد و قبول نظر یکدیگر می
پردازند.

سؤال مهم این است که چرا در بسیاری از این مباحثات، در پایان به جای
«وحدت و همبستگی» بیشتر، به اختلافات دامن زده می شود، دوستی ها کمتر و
دشمنی ها زیادتر می گردد و آشتی و صلح به قهر و نزاع منجر می شود.

آیا به نظر شما بسیاری از این موارد ناخوشایند و دل آزار، بخاطر این نیست که روش مباحثه و گفتگوهایمان، درست نمی باشد؟

حقیقت این است که غالباً به جای گفتگوی سالم و سازنده که قرآن مجید از
آن به «جدال احسن» (نحل۱۲۵) یاد می کند، از شیوه های تخریبی و نامناسب بهره
می بریم. در اینجا بطور خلاصه به برخی ازآثار سوء مجادله های ناصحیح اشاره
می شود و سپس شیوه های درست مجادله معرفی می گردد.

● پیامدهای مجادله ها و گفتگوهای ناصحیح ازدیدگاه روایات:

- دلگیر شدن دوستان و برادران

- ایجاد نفاق بین طرفین مباحثه

- شعله ور شدن آتش دشمنی

- فراهم کردن موجبات آزار و اذیت همدیگر
- از بین رفتن یقین

- کاشتن تخم بدی و شرارت در دل

- افزایش زمینه لغزش و خطا در آدمی

- دور شدن از حق

- کمرنگ شدن دوستی ها ومحبت ها

- غلتید در گمراهی و تاریکی

- آشکار شدن عیب های انسان

- نرسیدن به حقیقت ایمان

- برباد رفتن آبرو و حیثیت ها

- کنار رفتن فروتنی و تواضع

- گسسته شدن پیوندها و ارتباطات

- از بین رفتن احترام متقابل

- ایجاد شک و دو دلی و تردید

- عامل گمراهی و تباهی در انسان

- ضایع شدن عمر آدمی ...


● راه کارهای موفقیت در گفتگو و مجادله احسن:

- هدف ما از مباحثه باید روشن گری باشد نه محکوم کردن یکدیگر.

- نباید کاری کرد که طرف مقابل به لجبازی و عناد بیفتد و یا عصبانی گردد.

- برای ردکردن افکار مخاطب نباید از افکار باطل و غلط استفاده کنیم.

- ازدشنام دادن و فحش دادن پرهیز نمائیم.

- ازسوء تعبیر عبارات و کلمات طرف مقابل پرهیز کنیم.

- از بکار بردن کلمات و عبارات زشت و بی عفتی در کلام اجتناب کنیم.

- به شخصیت مخاطب توهین ننمائیم.

- ازصدای بلند و تند و خشن دوری کنیم.

- از حرکات ناپسند سر و دست و چشم و ابرو و سایر اعضای بدن که بیزاری بوجود می آورد، خودداری کنیم.

- به صحبت های طرف مقابل خوب گوش کرده و سخن او را قطع نکنیم.

- به عقاید و افکار مخاطب احترام بگذاریم.

- بحث را طولانی نکنیم.

- پس از ارائه دلائل خود، چنانچه طرف گفتگو قانع نشد، بحث را ادامه ندهیم و پافشاری و تکرار ننمائیم.

- از مخاطب، اقرار نگیریم که آیا قانع شدید یا نه؟

- انتظار نداشته باشیم که بگوید من روشن شده یا قانع شدم.

- شما نیز در عقاید و افکار خود مدعی نباشید که حق با من است.

- می توانید از عبارت های معتدل استفاده کنید مانند:

این طور بنطر می رسد، شاید این چنین باشد، آیا می شود جور دیگری باشد، این طور هم ممکن است گفته شود و...

- با افراد نادان، مغرور، متکبر، ناسزاگو، بددهن، بدبین، بدسابقه و آدم های شکاک، مجادله نکنیم.  


● یک نمونه از مباحثه صحیح (جدال احسن)

در مجلس مباحثه ای که مأمون برای علمای مذاهب و ادیان تشکیل داده بود وa
حضرت رضا(ع) نماینده مسلمانان بود، بین حضرت رضا(ع) و عالم مسیحی درباره
الوهیت یا عبودیت عیسی(ع) بحث در گرفت. عالم مسیحی برای عیسی(ع) مقام
الوهیت و فوق بشری قائل بود، حضرت رضا(ع) فرمود: عیسی مسیح همه چیزش خوب
بود جز یک چیز و آن این که برخلاف سایر پیامبران به عبادت علاقه ای نداشت.
عالم مسیحی گفت از تو این چنین سخن عجیب است، او از همه مردم عابدتر بود.

همین که حضرت، اعتراف عبادت عیسی رااز عالم مسیحی گرفت، فرمود: عیسی(ع)
چه کسی را عبادت می کرد؟ آیا عبادت دلیل عبودیت نیست؟ آیا عبودیت دلیل عدم
الوهیت (مقام خدایی) نیست؟ به این ترتیب امام(ع) با استفاده از امری که
مقبول طرف بود، البته مقبول خود امام هم بود، او را قانع کرد

تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.