دشمنان اسلام هم‌كاذبند، هم عاجز

دشمنان اسلام هم‌كاذبند، هم عاجز
از آيات هشت‌گانة 17 تا 24 سورة بقره از صفحة 4 ، خداوند، پس از بيان دو مثال جالب براي ترسيم حال منافقان و مشخّّص ساختن خطّ خوشبختي و نجات‌كه همان پرستش و فرمانبري از پروردگار است، در هفتمين‌آية اين‌صفحه، انگشت روي معجزة جاويدان قرآن مي‌گذارد تا هرگونه‌شكّ‌وترديد را نسبت به رسالت پيامبراسلام(ص) از ميان ببرد.
آية 23 مي‌فرمايد: «اگر راست مي‌گوييد و درآسماني‌بودن قرآن، ترديدي داريد وآن‌را ساختة فكر بشر مي‌پنداريد، شما هم فقط، به‌اندازة يك سوره، مانندآن بياوريد». تازه، تنها خودتان به اين‌كار اقدام نكنيد، بلكه «از هركه مي‌خواهيد، در اين‌كار ياري بگيريد».
درحقيقت، اين‌آيه،گوياي معجزه‌بودن قرآن است. يعني، هيچ‌كس نمي‌تواند مانند قرآن را، نه‌تنها به‌اندازة همة آن، بلكه حتّي به اندازة كوچك‌ترين سوره‌اش‌كه سورة كوثر است، بياورد.
در اين‌كه اصلاً چرا پيامبران به معجزه نياز دارند؟ بايدگفت‌كه منصب نبوّت و پيامبري، بزرگ‌ترين‌منصبي است‌كه تنها، به عدّه‌اي از پاكان عطا شده‌است. زيرا مناصب و مقام‌هاي ديگر، معمولاً حاكم بر جسم افراد است، ولي منصب نبوّت، منصبي است‌كه بر جان و دل جامعه‌ها حكومت مي‌كند. لذا به‌همان‌نسبت‌كه ارج بيشتري دارد، مدّعيان دروغين و افراد شيّاد بيشتري، اين‌منصب را به خود مي‌بندند و ازآن سوء استفاده مي‌كنند. حال، مردم يا بايد ادّعاي هر مدّعي را بپذيرند يا دعوت همه را رد كنند. اگر همه را بپذيرند، پيداست‌كه چه هرج‌ومرجي به‌وجود مي‌آيد و دين خدا به چه صورت جلوه خواهدكرد. و اگر هيچ‌كدام را نپذيرند، آن‌هم نتيجه‌اش‌گمراهي و عقب‌ماندگي است.
بنابراين، همان‌دليلي‌كه اصل بعثت پيامبران را الزامي مي‌شمارد، همان‌دليل مي‌گويد: پيامبران راستين، بايد نشانه‌اي همراه داشته‌باشند تا علامت تشخيص‌آنان از مدّعيان‌كاذب و سند حقّانيّت‌آنها باشد.
روي اين‌اصل، لازم است هر پيامبري، معجزه‌اي بياورد تا نشانة درست‌بودن ادّعاي رسالتش باشد و همان‌طوركه از كلمة معجزه پيداست، بايد پيامبران، توانايي انجام‌كاري غيرعادي را داشته‌باشندكه ديگران ازآن عاجز باشند. در واقع، پيامبران دليل درستي‌گفتار خود را معجزة خويش معرّفي نموده و با نشان‌دادن‌آن، مردم را به مقابله‌به‌مثل دعوت مي‌كنند.
قرآن نيزكه تنهامعجزة جاوداني‌اي است‌كه از پيامبري صادر شده، خود، براي اثبات معجزه‌بودنش، مخالفان را در اين‌آيه، به مبارزه و مقابله‌به‌مثل فرا خوانده و نه‌تنها در زمان حيات پيامبر(ص)كه حتّي هم‌اكنون، پس ازگذشت قرن‌ها از وفات پيامبر(ص)كه قرن طلايي شكوفايي علوم و دانش‌هاي پيشرفتة بشري است، صداي او، شبانه‌روز، از طريق دستگاه‌هاي فرستندةكشورهاي اسلامي، درگوشه گوشة اين‌دنياي علم و فرهنگ بشري طنين‌انداز است و با همان‌صلابت و هيبت لرزانندة هزاروچهارصد سال قبلش فرياد مي‌زند: اگر تمام دانشگاه‌ها و مراكز علمي، از هر قبيل، با تمام دانشمندان، انديشمندان و پژوهش‌گران علمي، از هر صنف وگروهي، دست به دست هم بدهند و اگر بتوانند از جنّيان و پريان نيزكمك بگيرند، هيچ‌گاه، نخواهند توانست در ميدان مبارزه با قرآن، اظهار وجود و عرض اندامي نمايند.
اين‌نداي مبارز‌طلبي قرآن، از چهارده‌ قرن قبل، در دنيا بلند شده و امروز هم بلند است و تا روز قيامت نيز بلند خواهدبود. دنياي ديروز نتوانست به مبارزه با قرآن برخيزد، دنياي امروز هم نمي‌تواند و دنياي فردا هم نخواهدتوانست!!
روشن‌ترين‌شاهد براي عجز و ناتواني دنياي ديروز در مبارزة با قرآن، همين است‌كه به جنگ و ستيز با آورندة آن برخاستند و پس از شكنجه‌هاي جسمي و روحي فراوان‌كه به او دادند، در مقام قتل او برآمدند و او نيز از زادگاهش، مكّه، به مدينه مهاجرت نمود. آن‌جا هم دست‌بردار از او نشدند و جنگ‌هاي متعدّد پي‌درپي از بدر و اُحد و حُنين و خيبر به‌وجودآوردند وكشته‌هاي فراوان دادند. در صورتي‌كه ساده‌ترين وكم‌خرج‌ترين‌راه براي مبارزة با قرآن،آوردن نه يك‌كتاب، بلكه تنها يك سوره مانندآن بودكه دراين‌صورت، او خود به خود شكست مي‌خورْد و بساطش برچيده مي‌شد و اصلاً نيازي به اين‌همه‌جنگ و دعوا و خون‌ريزي پيدا نمي‌شد.
در دنياي امروز هم مطلب همين است. امروزكه رعب و وحشت عجيبي از پيشرفت اسلام در جهان شرق و غرب به‌وجود آمده‌است و جدّاً كمر به در هم‌كوبيدن اساس‌آن بسته‌اند و از راه‌هاي‌گوناگون نظامي، اقتصادي و فرهنگي مي‌كوشند صداي اسلام را خاموش‌كنند و نيروي‌آن را بشكنند، امروز هم بهترين، ساده‌ترين وكم‌هزينه‌ترين‌راه براي مبارزة با اسلام، همين است‌كه روشنفكران از دانشمندان و انديشمندان و زبَردستان در فنّ سخن و ورزيدگان در وضع قوانين حقوقي، سياسي و اجتماعي، از هر نژاد و هر زبان، از اطراف و اكناف عالَم دست به دست و فكر به فكر هم بدهند و حدّاقل، به‌اندازة يك سوره از سوره‌هاي قرآن بياورند،آن‌گونه‌كه كارشناسان از ابعاد مختلف به داوري بنشينند! در اين‌صورت، طرفداران اسلام از هرگروه‌كه هستند، زبانشان بسته شده و بساطشان برچيده مي‌گردد و اصلاً نيازي به جنگ‌هاي سرد وگرم از نظامي و تبليغاتي به‌وجود نمي‌آيد!
بنابراين، روشن مي‌شودكه اين‌همه‌جنگ‌وستيزهاي پررنج و پرخرج توأم با جنايت‌هاي هولناك از سوي دشمنان اسلام، نمايان‌گر دو چيز است:
اوّل: حقّانيّت دين مبين اسلام،
و دوم: عجز و ناتواني دنياي امروز در برابر معجزة جاودانة قرآن.

تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.