حکایت شاه کلید

    نمازکلیدبهشت

 

 
به نام خدا
 
حکایت شاه کلید
 
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.
 

 

قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم

 

قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
 
 
قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
 
 
شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم
 
 
نمازت را اول وقت بخوان.
 
 
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!
 
 
شیخ نخودکی فرمود نماز اول وقت شاه کلید است!

 

 

تفسير القمي ؛ ج‏2 ؛ ص444
 
قَالَ: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ‏

 

قَالَ: عَنَى بِهِ التَّارِكِينَ لِأَنَّ كُلَّ إِنْسَانٍ يَسْهُو فِيَ الصَّلَاةَ
 

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ تَأْخِيرُ الصَّلَاةِ عَنْ أَوَّلِ‏ وَقْتِهَا لِغَيْرِ عُذْر.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تاریخ انتشار : ۲۱ تیر ۱۳۹۲

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.