تلاشي شيطاني

تلاشي شيطاني
       از ده ‌آية 5 تا 14 سورة يوسف از صفحة 236 که سرگذشت يوسف(ع) را بيان مي‌کنند، قرآن در پايان‌آية نخستين اين‌صفحه، از زبان يعقوب(ع) خطاب به يوسف(ع) اين‌قانون‌کلّي را مي‌فرمايدکه: «إنَّ الشَّيطانَ لِلإنسانِ عَدُوٌّ مُبين»؛ «شيطان براي انسان، دشمني‌آشکار است» و در فکرآنها وسوسه مي‌کند وآنها را به طرح  نقشة خيانتي وادارشان مي‌سازد.
       و از جملة آن‌نقشه‌هاي خائنانه اين‌که: شيطان مي‌خواهد تلاش اولياي حق را که مي‌کوشند از طرق‌گوناگون، مردم را متّصل و مرتبط با ذات اقدس حق و اولياي حق سازند، خنثي‌کند تا مردم از اين‌اتّصال و ارتباط معنوي محروم شوند.
       لذا مي‌کوشد تا بسياري از عناوين ديني ما را از طرف دشمن، مورد ترديد و تشكيك قرار دهدكه مثلاً: دعاي ندبه، سندي محرز نداشته يا زيارت عاشورا و زيارت جامعة كبيره، سندي متقن ندارد.
       و غالباً اين نوع تشكيكات، نتيجه‌اي جز محروم ساختن مردم از بركات اين‌درياهاي موّاج معارف‌كه به‌عنوان دعا يا زيارت به دست شيعه رسيده‌است، ندارد. و شيطان نيز همين را مي‌خواهد.
       در بيانات حضرات معصومين(ع)،آداب خاصّي براي زيارت‌آن‌بزرگواران(ع) در مشاهد مشرّفه و اماكن مقدّسه، با عبارات مختلف وارد شده‌است‌كه در ميانشان، زيارت جامعة كبيره، از اهمّيّت ويژه‌اي برخوردار است و مورد توجّه اعاظم علماي مذهب واقع شده و تأكيد بسيار، روي‌آن داشته‌اند. بزرگاني‌كه پايه‌هاي اساسي دين ما، با سعي و تلاش‌آنها تحكيم شده‌است؛ مانند مرحوم شيخ صدوق، مرحوم شيخ‌كليني، مرحوم شيخ طوسي، مرحوم علاّمة مجلسي، مرحوم محدّث نوري، مرحوم فيض‌كاشاني(رضوان الله عليهم). و چنين نبوده‌كه اينان، هر مطلبي را بدون تحقيق و تتبّع نقل‌كنند.
       عِلاوه بر اين‌كه خود متن زيارت از نظر فَصاحت و بَلاغت و اشتمال بر معارف عالية توحيدي و ارائة مقامات رفيعة اهل بيت نبوّت(ع)، روشنگر اين‌است‌كه اين‌عبارات پرمحتوا، با خصوصيّاتي‌كه درآنها مندرج است، جز از زبان‌كساني‌كه خود، امراي‌كلام و فرمانروايان سخن هستند و فراگيرندة علوم از الهامات ربّاني مي‌باشند، امكان صدور ندارد.
       و براي ما، همين‌قدركافي است‌كه علاّمة بزرگوار، مرحوم محمّدباقر مجلسي، صاحب‌كتاب‌گران‌قدر بحارالأنوار، أعلَي الله مَقامَهُ الشَّريف و جَزاهُ الله عَنِ الإسلامِ وَ المُسلِمين خَيرَ الجَزاء،كه احياكنندة مذهب تشيّع است، دربارة اهمّيّت اين‌زيارت فرموده‌است: إنَّها أصَحُّ الزِّيارات سَنَداً، وَ أعَمُّها مَورِداً، وَ أفصَحُها لَفظاً وَ أبلَغُها مَعناً، وَ أعلاها شَأناً؛ اين‌زيارت، از حيث سند، صحيح‌ترين زيارت‌هاست و از حيث عموميّت و شمول مورد، وسيع‌ترآنها و از جهت الفاظ، فصيح‌تر و از لحاظ معاني، بليغ‌تر و از حيث علوّ شأن و موقعيّت و منزلت، بلندمرتبه‌ترين‌آنهاست.
       اين،گفتة مرد بزرگي است‌كه به‌تعبير يكي ازآقايان علما، غوّاص بحار أنوار أخبارالأئمّه‌الأطهار است. يعني، اوكسي است‌كه شناور قاهر و ماهري در درياي ژرف و عميق انوار ائمّة اطهار(ع) است.
       هم‌چنين مرحوم فيض‌كاشاني، صاحب‌كتاب وافي و مرحوم محدّث نوري، صاحب‌كتاب مستدرك و ديگر بزرگان علم حديث، سند اين‌زيارت را مي‌رسانند به سه بزرگوار: مرحوم شيخ طوسي، مرحوم شيخ صدوق و مرحوم شيخ كفعمي، صاحب‌كتاب بَلَدُالأمين.
       مرحوم شيخ صدق(رضوان الله تعالي عليه) اين‌زيارت را دركتاب مَن لايَحضُرُهُ الفَقيه‌كه ازكتب اربعه است، نقل كرده. يعني، يكي از چهاركتابي است‌كه تكيه‌گاه استنباط و اِفتاي فقهاي مذهب است و اين‌چهاركتاب هم، خلاصة اصول أربَعَمِأه است. يعني، چهارصد اصلي‌كه از حضرت امام صادق(ع) به‌وسيلة شاگردانشان اخذ شده وآن‌چهارصد اصل، در اين‌چهاركتاب، تلخيص شده‌است:كتاب‌كافي، تأليف مرحوم‌كليني،كتاب مَن لايَحضُرُهُ الفَقيه، تأليف مرحوم شيخ صدوق و دوكتاب تهذيب و استبصار، تأليف مرحوم شيخ طوسي.
       حال، مرحوم شيخ صدوق در دوكتاب معروفش، مَن لايَحضُرُهُ الفَقيه و عُيون أخبارُالرِّضا(ع)، مرحوم شيخ طوسي دركتاب تهذيب و مرحوم شيخ‌كفعمي دركتاب بلدالأمين، اين‌زيارت را نقل‌كرده‌اند و بعد از اين‌سه بزرگوار، سند اين زيارت، مي‌رسد به مرحوم فيض‌كاشاني و علاّمة مجلسي و محدّث نوري و محدّث قمي(رضوان الله عليهم أجمعين).
       به هر حال، از جهت اِتقان و اعتبار سند، درآن ترديدي نيست.
     از مرحوم مجلسي اوّل، علاّمه محمّدتقي، والد عظيم‌الشّأن مرحوم محمّدباقر مجلسي(رضوان الله تعالي عليهما) داستان جالبي‌که متضمّن تقرير و تأييد حضرت وليّ الله اعظم، امام زمان(عج) مي‌باشد، ذيل زيارت جامعه نقل شده‌است‌که فرموده: مدّتي، من در نجف اشرف، مجاور مرقد مطهّر امام اميرالمؤمنين(ع) بودم و رياضت‌ها و مجاهدت‌هاي شرعي داشتم تا شبي، در عالم رؤيا، بلکه اگر بخواهم، مي‌گويم: بين خواب و بيداري، خودم را در سُرَّ مَن رَأي (سامرّا)،کنار حرم مطهّر امامين همامين عسکريّين(ع) ديدم و ديدم جامة سبزي روي ضريح مطهّرآن‌دو امام(ع) انداخته‌اند. همين‌که خواستم وارد حرم بشوم، چشمم به وجود مقدّس مولاي ما، حضرت صاحب‌الأمر(عج) افتادکه در داخل حرم نشسته و بر ضريح مطهّر امامين(ع) تکيه‌کرده‌اند و روي مبارک‌آن‌حضرت(عج) به جانب در ورودي حرم است. من تا چشمم به آن‌حضرت(عج) افتاد، همان‌جا، بيرون حرم ايستادم و از ابتداي زيارت جامعه، شروع به خواندن‌کردم: اَلسَّلامُ عَلَيکَ يا أهلَ بَيتِ النُّبُوَّه... وآن‌را مانند مدّاحان، با صداي بلند مي‌خواندم و امام(عج) نيز،گوش مي‌دادند. همة زيارت را خواندم تا تمام شد. سپس، خودآقا(عج) فرمودند: نِعمَتِ الزِّيارَه؛ خوب زيارتي است اين‌زيارت. من عرض‌کردم:آري؛ اي مولاي من؛ اين‌زيارت، از جدّ شماست و اشاره‌کردم به قبر مطهّر امام هادي(ع). (چون اين‌زيارت، از امام هادي(ع) نقل شده) آن‌گاه فرمودند: بله؛ داخل حرم شو! داخل حرم شدم و نزديک در ايستادم. فرمودند: پيش بيا. عرض‌کردم: مي‌ترسم خِلاف ادب بشود. فرمودند: ادب، در اطاعت است؛ جلو بيا. من جلو رفتم تا مقابلشان رسيدم. فرمودند: بنشين. من به صورت دوزانو، با کمال ادب نشستم، مانند غلامي در حضور مولايش، در حالي‌که تنم مي‌لرزيد. فرمودند: نه؛ راحت بنشين (چهارزانو بنشين)؛ تو زحمت‌کشيده و پياده به زيارت ما آمده‌اي. در اين‌موقع، از خواب بيدار شدم.
       از اين‌رو، براي من يقين حاصل شدکه اين‌زيارت، از حضرت امام هادي(ع) است وکامل‌ترين و بهترين زيارات است و حضرت وليّ عصر(عج)آن‌را تقرير و تأييد فرموده‌اند.

تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.