بي‌خود مي‌گوييم: روزي دست خداست!

بي‌خود مي‌گوييم: روزي دست خداست!
       از هفت آية 6 تا 12 سورة هود از صفحة 222 ، درآية نخست، سخن از روزي‌دادن خداوند به همة موجودات است.
       آية 6 مي‌فرمايد: «هيچ جنبنده‌اي در زمين نيست، مگر اين‌كه روزيِ او بر خداست».
       از جمله بيماري‌هاي مُزمِن‌كه اكثر ما مردم، مبتلا به‌آن هستيم، اين‌است‌كه نگران تأمين نيازمندي‌هاي روزانة زندگي خود و خانوادةمان مي‌باشيم و ارزش هركار و شغلي را به حساب درآمدآن مي‌سنجيم. و حتّي براي تعيين رشتة تحصيلي خود يا افراد خانواده، به درآمد شغلي‌آن مي‌نگريم و مثلاً مي‌گوييم: فلان‌رشته، چون شغل‌آينده‌اش درآمد بيشتري دارد، بايد انتخاب گردد. و ديگر، هيچ كاري به اين نداريم‌كه‌آيا اين‌شغل يا رشتة تحصيلي، مورد پسند و رضاي خدا و نيز مورد نياز خلق خدا هست يا نه؟ هركاري‌كه درآمد سرشاري داشته‌باشد، با حرص و ولَع تمام، دنبالش مي‌دويم و براي به‌دست‌آوردنش سر و دست مي‌شكنيم؛ اگرچه‌،آن‌كار، خدا را به خشم و غضب‌آورده و در هر ساعتي، دههاگناه، ازآن توليد شود. امّا كاري‌كه درآمد چنداني ندارد، طالب‌آن نمي‌باشيم؛ اگرچه،آن كار، خدا را خشنود ساخته و در هر لحظه‌اي، درجاتي عالي را ازآخرت نصيبمان‌گرداند. چون ما روزيِ خود را بسته به شاخ‌كار مي‌دانيم، نه به‌دست دادار. از اين‌رو، مي‌ترسيم‌كه ازكاركم‌درآمد، به روزي خود نرسيم و ازگرسنگي بميريم. امّا اين‌آيه، اين‌تصوّر را باطل شمرده و مي‌فرمايد: انسان‌كه سهل است، روزي تمام جنبندگان روي زمين يا زير زمين نيز به‌دست خداست.
       روزي، جبرئيل امين(ع) از جانب خدا، به يكي از اولياي خدا نازل شد و براي ايجاد اطمينان خاطر بيشتر در قلب او، به زمين اشاره كرد و زمين شكافته‌شد تا به هفتمين‌طبقه از طبقات اعماق زمين رسيد! آن‌جا، سنگ‌كوچكي نمايان‌گشت. آن نيز شكافته‌شد. در درون آن‌سنگ،كرم ريزي‌كه مي‌جنبيد، ديده‌شد! حضرت جبرئيل امين(ع) به‌آن‌وليّ‌خدا گفت: اين‌كرمك ريز، در قعر هفتمين‌طبقه از طبقات اعماق زمين و در دل اين‌سنگ ريز، از قلم نيفتاده و روزي خود را از خدا گرفته‌است! حال،آيا ممكن است انساني، در روي زمين، از قلم افتاده و از روزي مقدّر خود محروم‌گردد؟! آن‌كس‌كه مدّت عمر شما را مقدّركرده و تا به پايان نرسد، نخواهيد مُرد، همان‌كس، مقدار روزي شما را هم مقدّر نموده و تا به پايان نرسد، نخواهيد مرد.
       اشتباه نشود! نكند اين‌آيه، مُستَمسِكي براي افراد سست و بي‌حال قرارگيرد و بگويند: حال‌كه روزي انسان، به‌دست خداست و به هرحال، به او مي‌رسد و هيچ دهان‌ بازي، بدون روزي نمي‌مانَد، ديگر، لزومي نداردكه انسان، براي تهيّة معاش خود تلاش‌كند! در دين ما، تنبلي و بيكاري و بي‌عاري مردود است تاآن‌جا كه فرموده‌اند: خداوند، جوان بيكار را دشمن مي‌دارد. يا آن‌كسي‌كه بار زندگي‌اش را بر دوش مردم بيفكند، مشمول لعنت خدا و مطرود از رحمت حق است.
       پس بيكاري، مردود است. ازآن‌طرف، حريص‌بودن دركار نيز مذموم است! اگر روزي امروز شما مثلاً دو قرص نان باشد و يك كاسة آبگوشت، درصورتي‌كه بي‌عجله و شتاب، از راه حلال، وارد شويد، در نتيجه، هم به روزي مقدّر خود رسيده‌ايد، و هم بر اثر اطاعت امر خدا، بهشتي‌ شده‌ايد. امّا اگر به‌خاطر حرص و ولع، شتاب‌زدگي‌كرده و از راه حرام، وارد شديد، در نتيجه، به بيش ازآن‌چه روزي مقدّرتان بود، نرسيده‌ايد و بر اثر نافرماني‌ خدا جهنّمي هم شده‌ايد!
       اين‌نكته را هم بدانيم‌كه جمع‌كردن و انباشتن اموال، غير از روزي است. چرا كه روزي،آن‌است‌كه انسان، ازآن، برخوردارگردد؛ غذايي‌كه مي‌خورَد، لباسي‌كه مي‌پوشد و خلاصه، هرآن‌چه استفاده مي‌كند، روزي است. مابَقي، هرچه  هست، از ميليونها و ميلياردها تومان حساب بانكي، باغات، خانه‌ها و اتومبيلهاي مختلف، روزي او نيست. چه بسا، بر اثر بيماري يا پيري، اصلاً توانايي بهر‌ه‌برداري از آنها را هم نداشته‌باشد. بلكه تنها دل‌خوش‌كُنَكي است و در واقع، انبارداري براي ديگران است. اين‌گفتار مولايمان، امير‌ مؤمنان، علي(ع) است‌كه فرمود: اي پسرآدم، در مازاد بر روزي‌ات‌كه به‌دست‌آورده‌اي و درحال استفاده ازآن هستي، خزانه‌دار ديگران شده‌اي.
       بنابراين، انسان موحّد، در انتخاب شغل يا رشتة تحصيلي بايد از اوّل بنگردكه در سرشت و طبيعتش ميل به چه‌كاري را قرار داده‌اند و او را براي چه‌كاري ساخته‌اند؟كه: 
هركسي را بهركاري ساختند                    مِهرآن‌را در دلش انداختند
       پس ازآن‌كه راه طبيعتش را شناخت، دستور دينش را بشناسد وآن‌گاه،آن‌راه طبيعتش را در محدودة دينش قرار دهد تا طبيعتش با شريعتش منطبق‌گردد و با توكّل و تكيه بر خدا، اقدام به‌آن‌كار نمايد.
     آري، بنده بايدگوش به‌فرمان خالقش باشد. هركاري را كه به‌عهده‌اش‌گذاشته، طبق دستور انجام دهد و فكر نكندكه آيا از اين كار،آب و نان در مي‌آيد يا نه؟ كار بايد خداپسند باشد، نه روزي‌رسان! روزي به‌دست خداست وكار هم بهانه.

       در واقع،آن‌چه ما كم داريم، ايمان و يقين به خوش‌قولي خداست. چرا كه اگر به اين‌وعدة الهي ايمان داشتيم،آيا ديگر در بازارمان اقدام به معاملات پرسود نامشروع، تحت عنوان ربا مي‌‌نموديم؟ يا در اداراتمان شاهد رشوه‌خواري‌هاي خُرد وكلان مي‌بوديم؟ يا در پرداخت خمس مالمان‌كوتاهي مي‌كرديم؟ يا مبتلا به انواع‌كم‌فروشي‌ها،گران‌فروشي‌ها و بي‌انصافي‌ها مي‌شديم؟

تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.