برداشت خلاصه ای از خطبه همام

بسم الله الرحمن الرحیم

  

برداشت خلاصه ای ازآن چه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام از نشانه های متّقین درخطبه ی همام فرموده اند:

1- اهل تقوی  در دنیا دارای فضائلی هستند.

2- سخنانشان درست و راست و مطابق با واقع است (یعنی وقتی اهل تقوی سخنی می گو یند یا مطلبی را اظهار می کنند شنونده با کمال اطمینان می تواند آن را راست و درست بداند و حتی به شوخی هم دروغ نمی گوید که مبادا اعتماد و اطمینان مردم از آنها کم شود).

3- درتمام کارها میانه رو ودرصراط مستقیم دین اند  وآنها از هر گونه افراط وتفریط دورند.

4-روش خود را در تمام کارها تواضع قرار داده اند.

5-از آن چه خدا برای آن ها حرام قرار داده چشم پوشی می کنند وبه آن توجهی نمی نمایند.

6-طالب علم نافع ومفیدی که به کمالاتشان بیفزاید ،هستند ولذا به آن توجّه کامل می کنند وبه آن گوش می دهند.

7-در مقابل بلاهای دنیا آن چنان راحت وآرامند که درمقابل خوشی ها وراحتی های دنیا آرام هستند.

8- اگر خدای تعالی اجل معینّی  برای آن ها مقدّر نفرموده بود به خاطر شوقی که به ثوا ب های الهی وترسی که از مؤاخذه ی عقاب پروردگار دارند حتّّی چشم به هم زدنی جانشان در بدنشان با قی نمی ماند.

9- خدای تعالی درنظرشان بسیارعظیم وبزرگ است وهرچه غیر اوست کوچک وحقیر است.

10- آن ها در ارتباط با بهشت مثل کسی هستند که آن را می بینند وخود را به نعمت های آن متنعّم مشاهده می کنند .

11- آن ها در ارتباط با جهنّم مانند کسی هستند که جهنّم را می بینند وخود را درآن معذّب مشاهده می کنند .

12- دل هایشان محزون است.

13-مردم از شرّ آن ها درامانند.

14-بدن هایشان لاغر است نه آن که به خاطرمریضی باشد.

15-خواسته هایشان کم است.

16-عفّت نفس دارند وچشم طمع به مال ومقام دیگران ندارند.به مشکلات چند روزه ی زندگی کوتاه دنیا به خاطرراحتی طولانی وابدی آخرت صبر میکنند

ودرمقابل زحمات اطاعت وبندگی خدا وترک گناه بردبارومصائب را تحمّل می کنند این تجارت پرسودی است که پروردگارشان برایشان مهیّا کرده است.

17-دنیا آن ها را می خواهد ولی آن ها به دنیا توجّه نمی کنند ودنیا را نمی طلبند ، دنیا آنها را اسیرشان می خواهد بکند ولی با قیمت جانشان از آن دوری می کنند.

18-شب ها برای عبادت به پا می ایستند ونماز شب می خوانند .

19-آنها آیات واجزاء قرآن را در شب تلاوت می کنند ودرآن تدبّر می کنند وبه وسیله ی آن خود را محزون می کنند وبه وسیله ی آن دوای درد روحشان را پیدا می کنند ووقتی که آیه ای که در آن تشویقی است به طمع می افتند وجان هایشان آن چنان ازشوق پر می کشد که گمان می کنند به آن چشم دوختند وآن را می بینند. و وقتی به آیه ای که در آن ترساندن از عذاب الهی است می رسند گوش دل را باز می کنند که گمان می کنند شعله های جهنّم ونهیبش در باطن گوششان طنین انداخته است.

آنها کمر را برای رکوع خم کرده وبرای سجود پیشانی روی خاک گذاشته ودست ها وزانوها وسر انگشتان پا را بر زمین فرش کرده از خدا می خواهند که آن ها را خدا از آتش جهنّم نجات دهد.

20-آن ها روزها در مقابل ناملایمات حلم می کنند ودانشمندانند،آنها نیکانی هستند که خود را از گناه نگه می دارند.

21- ترس آنها را همچون تیر کمان تراشیده و آن چنان لاغر ورنجورشان کرده که اگر کسی به آنها نگاه کند گمان می کنند که آنها مریضند وحال آن که آنها مریض نیستند وگاهی مردم می گویند آنها افکارشان پریشان است وحال آن که پریشانی آنها به خاطر مسئله ی بزرگی است که درباره ی آن فکر می کنند.

22-آنها به اعمال وعبادت خود راضی نمی شوند وبلکه عبادات واعمال زیاد خود زیاد نمی دانند.

23- آن ها خود راهمیشه متّهم می دانند وازاعمال خود می ترسند.

24- اگرکسی یکی از آن ها را پاک بداندوبه پاکی اورا معرفی کند از گفته ی او می ترسد و می گوید من به حال خودم از دیگران آگاه ترم وپروردگار من به حال من داناتر است ، خدایا مرا به آن چه که اینها می گویند مؤاخذه

نکن و مرا بهتر از آنچه اینها گمان کرده اند قرارم بده،وآنچه که اینها از اعمال بد من نمی دانند درگذر.

25- از علائم متّقین این است که آنها را با قدرت وقوّت دردین می بینی.

26-دارای استقامت اند در عین حال با ملایمت ومحبّت اند.     

27-آنها دارای ایمان با یقین کاملند.

28-در به دست آوردن علم بسیار حریصند.

29-با داشتن علم بسیار حلیمند.

30-آن ها با داشتن ثروت میانه روی را از دست نمی دهند.

31-آنها درعبادت با خضوع وخشوعند.

32-آنها درعین فقر وفاقه خود را ثروتمند وخوشحال معرّفی می کنند.

33-در شدت نارا حتی صبر وبرد باری را شعار خود قرار می دهند.

34- آنها فقط مال حلال را طلب می کنند.

35- آنها برای هدایت خود خوشحالند.

36- آنها از طمع که انسان را پست می کند دوری می کنند.

37- آنها اعمال شایسته انجام می دهند ولی در عین حال می ترسند.

38- روز را شب می کنند و حال آن که همّ شان شکر خداست .

39- شب را صبح می کنند و حال آن که همّ شان یاد پروردگار است .

40- شب را با ترس می خوابند و صبح با خوشحالی بر می خیزند . ترسشان به خاطر غفلتشان از خداست ، و خوشحالیشان به خاطر فضل و رحمت خداست که به آنها می رسد .

41- اگر نفس شخص متّقی بر آن چه که بر او سخت است فرمان او را نبرد او هم در آن چه نفس دوست دارد اطاعتش را نمی کند.

42- روشنی چشم اهل تقوی در آن چیزی است که همیشه خواهد بود و پایدار است .

43- نسبت به چیزی که ناپایدار است بی اعتنایند .

44-اهل تقوا حلم را آمیخته با علم می کنند واز او استفاده می نمایند.

45- اهل تقوی گفتار را با عمل هماهنگ نموده وهیچگاه خلاف آنچه می گویند عمل نمی کنند.

46-آرزوهای دنیایی اهل تقوی نزدیک است .

47-لغزشهای اهل تقوی کم است.

48-قلوب اهل تقوی خاضع وخاشع است .

49-اهل تقوی روح قانعی دارند.

50-اهل تقوی خوراکشان کم است.

51-کارها را سخت نمی گیرند وبا آنها با آسانی روبرو می شوند.

52-دین اهل تقوی از دستبرد شیطان محفوظ است .

53-اهل تقوی شهوت را در خود کشته اند.

54-اهل تقوی کظم غیظ می کنند.

55-از اهل تقوی همیشه خیر وخوبی انتظار می رود.

56- مردم از شر ّ اهل تقوی در امانند.                     

57-اگر اهل تقوی درمیان مردم غافل باشند یاد خدا را فراموش نمی کنند ونامشان در زمره ی غافلین قرار نمی گیرد واگر در میان متوجّهین خدا با شند با آنها هستند ونامشان در زمره ی غافلین نخواهد بود.

58- هر کس به آنها ظلم می کند عفوش می کنند.

59- به آنهایی که محرومشان کردند عطا می کنند.

60-کسی که با اینها قطع دوستی کرده با اینها ارتباط برقرار می کنند.

61- ازفحش دادن دورند .

62-کلامشان با محبّت وملایم است.

63-اهل تقوی بدیهایشان پنهان وخوبی هایشان حاضر است.

64-اهل تقوی خوبی هایشان به همه می رسد وبدی آنها را کسی ندیده است.                                                                                                 

  65-اهل تقوی درسختیها بردبارند.

66-اهل تقوی در ناراحتیها صبورند.

67-اهل تقوی در خوشی ها شکورند.

68-اهل تقوی بر دشمنان اجحاف نکرده وبه خاطر دوستان گناه نمی کنند.

69- اهل تقوی قبل از آنکه علیه آنها کسی شهادت بدهد خودشان به کار بدشان اعتراف می کنند.

70-آنچه به اهل تقوی بسپارند از بین نمیبرند ونگهداری آنرابه عهده میگیرند.

71- آنچه به اهل تقوی یاد آوری کنند فراموش نمی کنند.

72- اهل تقوی مردم را با لقب های بد نام نمی برند.

73-اهل تقوی به همسایه ها بدی نمیکنند و به آنها ضرر نمی زنند.

74- اهل تقوی مصیبت دیدگان را شماتت نمی کنند.

75- اهل تقوی در کارهای بیهوده وباطل وارد نمی شوند.

76- اهل تقوی از حق وحقیقت بیرون نمی روند.

77-اگرسکوت کند کم حرفی او را محزون نمی کند .

78-اهل تقوی اگربخندند قهقهه وبلند نمی خندند وصدایشان را به خنده بلند نمی کنند .

79- اگربراهل تقوی ظلم وتجاوزی  بشود صبر می کنند تا آنکه خدای تعالی انتقامشان را از ظالم بگیرد . 

80-اهل تقوی خود را به زحمت می اندازند ونمی گذارند  مردم از آنها ناراحت شوند.

81-اهل تقوی خود را برای آخرتشان به زحمت عبادت وبندگی وادارمی کنند.

82- مردم را از شرّ خود در امان قرار داده اند .

83-دوری اهل تقوی ازمردم به خاطر بی اعتنایی به دنیا وپاکی است.

84- نزدیک شدن اهل تقوی به مردم به خاطر محبّت به آنها واظهارلطف به آنهاست .

85-دوری اهل تقوی از مردم به خاطرتکبّّر وعظمت دادن به خود نیست.

86- نزدیک شدن اهل تقوی با مردم به خاطر مکر وگول زدن آنها نمیبا شد.

 

بنا بر آنچه در بالا ذکر شد اگر تقوی رعایت شود وبه کمال برسد انسان به کمالات روحی وتزکیه ی نفس رسیده وکم کم این حالات اگرچه ممکن است انسان در اوائل با زحمت بر خود تحمیل کند ولی رفته رفته ملکه ی اوشده وبلکه به مرحله ی اعتصام ومصونیّت  کامل ازهربدی خواهد رسید .

 

 

                                                                       

موفق باشید

 

تاریخ انتشار : ۳ مهر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

ارسال برداشت برای این نوشته بسته شده است.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.