«با همسرانتان خوش‌رفتار باشيد»

زن مسلمان در خانه‌اش، شه‌بانويي والامقام

       اواسط‌ آية 19 سورة نساء، يکي از اين‌دستورات را چنين مي‌فرمايد: «وَ عاشِروهُنَّ بِالمَعروف»؛ «با همسرانتان خوش‌رفتار باشيد».

       با تتبّع در منابع ديني، در مي‌يابيم سفارشاتي‌كه دربارة رعايت جانب زن نموده‌اند، بيش از سفارشات دربارة رعايت جانب مرد است و از همان‌لحظه‌اي‌كه دختر قدم روي زمين مي‌گذارد، همراه خود، ميمنت و مباركي مي‌آورد.كه رسول اكرم(ص) فرموده‌است: مِن يُمنِ المَرأه، أن يَكونَ بِكرُها جارِيَه؛ زن خوش‌قدم،آن‌زني است‌كه فرزند اوّلش، دختر باشد.

       بزرگ‌تركه شد و در رديف برادرها قرارگرفت، اگر پدر خواست هدايايي در ميان فرزندانش تقسيم‌كند، ابتدا سهم دختر را بدهد.كه رسول اكرم(ص) فرموده‌است: مَن دَخَلَ السّوق، فَاشتَري تُحفَهً، فَحَمَلَها إلي عِيالِه...وَ ليَبدَأ بِالإناثاتِ قَبلَ الذُّكور؛ اگركسي وارد بازار شد و براي افراد خانواده‌اش تحفه‌اي خريد و به خانه‌آورد، به‌هنگام تقسيم از دخترآغازكند و سهم دختر را پيش از پسرها بدهد. باز ازآن‌حضرت(ص) نقل شده‌كه فرموده‌است: نِعمَ الوَلَدُ اَلبَنات، مُلطِفاتٌ مُجَهِّزاتٌ مونِسات، مُبارَكاتٌ مُفَلِّيات؛ چه خوب فرزنداني هستند دختران! پُرمَحَبَّتند،كمك‌كارند، به‌هنگام تنهايي والدين، انيس و مونسند، و به‌هنگام بيماري‌آنان، نيكوپرستارند!

       در روايات ما، سفارش مؤكّد در مورد رسيدگي به وضع زندگي خانواده‌هاي دختردار شده‌است.

       بعضي خانواده‌ها هستندكه دختران متعدّد دارند و براي تأمين وسايل زندگي‌آنها، تا به خانة شوهر بفرستند، تحت فشار بسيار قرار مي‌گيرند و احتياج به‌كمك دارند. اين‌حديث از رسول اکرم(ص) نقل شده‌که فرموده‌است: مَن‌کانَ لَهُ أربَعُ بَنات فَيا عِبادَ الله أعينوه، يا عِبادَ الله أقرِضوه يا عِبادَ الله اِرحَموه؛ اگر ديديدکسي داراي چهار دختر است، اي بندگان خدا، به کمک‌کارهايش برخيزيد، اي بندگان خدا به او قرض بدهيد، اي بندگان خدا به او رحم کنيد.

       سه بار تأکيدکرده‌که: اي بندگان خدا، در حلّ مشکلات زندگي خانواده‌هاي دختردار قدم برداريد وکوشا باشيد.

       ملاحظه مي‌فرماييدکه: زن، در دين مقدّس اسلام،آن‌چنان داراي عزّت است‌که: تا زماني‌که دختر است و در خانة پدر، عزيز خانواده است و محترم‌تر از پسر.

       و وقتي هم‌که ازدواج‌کرد و به خانة شوهر رفت، دستور از جانب خداوند منّان صادر مي‌شودکه: «وَ عاشِروهُنَّ بِالمَعروف»؛ اي شوهران، نسبت «به همسران خود، تا مي‌توانيد، خوش‌رفتار و خوش‌گفتار باشيد».

       اين‌بيان نيز، از رسول اکرم(ص) منقول است‌که: أحسَنُ النّاس إيماناً، أحسَنُهُم خُلقاً وَ ألطَفُهُم بِأهلِه؛ خوش‌ايمان‌ترين مردم، خوش‌خلق‌ترين و مهربان‌ترين‌آنان مي‌باشد نسبت به خانواده‌اش.

       از جمله وظايف مرد مسلمان در خانه‌اش،کمک رساندن به همسرش درکارهاي خانه است‌که رسول اکرم(ص) فرموده‌است: ما مِن رَجُلٍ يُعينُ اِمرَأتَهُ في بَيتِها إلاّ کانَ لَهُ بِکُلِّ شَعرَهٍ عَلي بَدَنِه عِبادَهُ سَنَهٍ صِيامُ نَهارِها وَ قِيامُ لَيلِها، وَکُتِبَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ ثَوابُ حَجَّهٍ وَ عُمرَه؛ هر مردي‌که درکارهاي خانه، به همسرش‌کمک‌کند، به تعداد موهاي بدنش، عبادت يک سال براي او نوشته مي‌شود،آن‌هم عبادتي‌که شب‌ها شب‌زنده‌دار، و روزها روزه‌دار باشد، و به تعداد هر قدمي‌که براي انجام‌کارهاي خانه بر مي‌دارد، ثواب يک حجّ و يک عمره، براي او نوشته مي‌شود.

       اينك، ببينيد اسلام، چه مي‌گويد و ما مردم مسلمان، چه مي‌كنيم؟

       چه‌بسا افرادي هستندكه زحمات فراوان متحمّل مي‌شوند و با هزينه‌هاي سنگين مكّه مي‌روند و عمره يا حجّ مستحبّي انجام مي‌دهند، در حالي‌كه همين‌افراد در فضاي خانواده كج‌خلقي‌ها دارند و نسبت به همسرانشان از طريق رفتار وگفتار، اهانت‌ها مي‌كنند و از اين راه، اندك اعمال خوبي هم اگر داشته‌باشند، به باد فنا مي‌دهند. در صورتي‌كه همين‌ها، اگر در خانه بمانند و وظايف ديني خود را نسبت به همسرانشان انجام داده و حقوق‌آنها را آن‌گونه‌كه خدا خواسته‌است، رعايت كنند، ثواب چندين عمره و حج، در همان‌فضاي خانه، بدون خرج و زحمت، به‌دست مي‌آورند.

       اين،گوشه‌اي از مقام و منزلت بس عظيم و رفيع زن بود از زمان‌كودكي‌اش تا زمان شوهرداري‌اش.

       حال، وقتي مادر شد، ديگر رفعت و عزّتش چندين برابر مي‌شود تا آن‌جا كه خداوند حكيم به فرزند دستور مي‌دهد كه: فَلاتَقُل لَهُما اُفّ؛ تو، حق نداري‌كوچك‌ترين‌كلمة خِلاف احترام و ادب، به پدر و مادر بگويي!

       حتّي اگر بر سرت نيز زدند،آخ نگو! بلكه با لبي متبسّم و نگاهي نرم به صورتشان، بگو: ببخشيد! و خم شو و دستشان را ببوس تا درجات عالي از الطاف و عنايات خدا نصيبت گردد.

       در مكتب تربيتي اسلام، احسان به والدين و خوش‌رفتاري با آنان، هم‌دوش با عبادت خدا قرار داده شده‌است.

       اين قرآن‌كريم است‌كه مي‌فرمايد: وَ قَضي رَبُّک ألاّتَعبُدوا إلاّ إيّاه وَ بِالوالِدَينِ إحسانا؛ و پروردگار تو مقرّر داشته‌که جز او را نپرستيد و به پدر و مادر، احسان و نيكي‌كنيد. مخصوصاً مادركه حقّ بيشتري دارد.

       تا آن‌جا كه رسول اكرم(ص) فرموده‌است: اَلجَنَّه، تَحتَ أقدامِ الاُمَّهات؛ بهشت، در زير پاي مادران است.

       يعني، اگر مي‌خواهيد داخل بهشت خدا بشويد، از زير پاي مادر بايد عبوركنيد و خاك زير پاي مادر باشيد.

       در روايت‌آمده‌كه: جواني بيمار شد و پيامبر اکرم(ص) به عِيادتش رفت و ديد در حال احتضار و جان دادن است.

       خواست به او تلقين شهادتين‌كندكه باايمان بميرد؛ خطاب به او فرمود: بگو: أشهَدُ أن لا إلهَ إلاَّ الله. او خواست بگويد، زبانش بندآمد و نتوانست بگويد. رسول اكرم(ص)، بار دوم و سوم، به او فرمود، ولي جوان نتوانست بگويد!

       عجيب است! آن‌پيامبر بزرگواري‌كه سنگ را به زبان مي‌آورد،آن‌جوان را نتوانست به زبان‌آورد!!

       عاقبت پرسيد:آيا اين‌جوان، مادر دارد؟ زني‌آن‌جا نشسته‌بود؛گفت: بله؛ من مادرش هستم.

       فرمود: مگر از او ناراضي هستي؟گفت: بله يا رَسولَ الله،آتش به جگرم زده و دلم را سوزانده‌است؛ از او ناراضي هستم؛ ماه‌هاست‌که با او حرف نمي‌زنم. رسول خدا(ص) فرمود: اين الآن در تنگنا قرارگرفته و در حال عذاب‌كشيدن است؛ از او بگذر و عفوش‌کن تا راحت جان بدهد. زن‌گفت: يا رَسولَ الله، من نمي‌خواستم از او بگذرم، ولي به احترام شما، از او گذشتم و عفوش‌كردم؛ خدا هم عفوش‌كند.آن‌گاه، رسول خدا(ص) به‌آن جوان، شهادتين را گفت و او نيز، زبانش باز شد وگفت: أشهَدُ أن لا إلهَ إلاَّ الله.آن‌گاه، رسول خدا(ص) فرمود: چه مي‌بيني؟گفت: مردي سياه و زشت‌رو و بدبو،كنارم نشسته‌است و دست بر حلقم مي‌كشد و راه نفس مرا بسته‌است. فرمود: بگو: يا مَن يَقبَلُ اليَسير، وَ يَعفو عَنِ الکَثير اِقبَل مِنِّي اليَسير وَ اعفُ عَنِّي الکَثير، إنَّكَ أنتَ الغَفورُ الرَّحيم. جوان، اين‌جملات را گفت و بعد، رسول اكرم(ص) فرمود: حالا چه مي‌بيني؟گفت:آن‌مرد سياه و بدبو رفت و الآن، مردي سفيد و خوش‌رو و خوش‌بو،كنار من نشسته‌است.

       فرمود: همان‌ذكر را تكراركن. او، تكراركرد و در همان‌حال، جان از بدنش جدا شد و به رحمت ايزدي پيوست.

       از اين‌داستان نيز مي‌فهميم: تا پدر و مادر، از فرزندشان راضي نباشند، خدا، ازآن‌فرزند راضي نخواهد شد و درهاي بهشت را به روي او باز نخواهدكرد؛ به‌خصوص مادركه حقوق بيشتري نسبت به فرزند دارد.

       و راستي، اگر ما دستوراتي را كه دين مقدّس اسلام راجع به رعايت حقوق زن در شؤون‌گوناگون زندگي‌اش داده، دقيقاً در نظر بگيريم، مي‌بينيم واقعاً زن مسلمان در خانه‌اش يك شه‌بانوي والامقامي است‌كه يك‌كارمند بدون اجر و مزد در اختيار دارد به‌نام شوهر،كه موظّف است تمام‌آن‌چه را كه خانم به‌آن نيازمند است، از خوراك و پوشاك و مسكنِ مناسب با شأنش، به‌قول معروف از سفيدي ماست تا سياهي زغال، در دسترسش بگذارد.

       و هم‌چنين، يك غلام حلقه به‌گوش و مطيع فرمان دارد به‌نام پسر. و يك‌كنيز زرخريد دارد به‌نام دختر. و حاميان و پشتيباناني دارد به‌نام فاميل و خويشاوندان شوهر.

       حال،كدام زن در عالم، به پاي زن مسلمان در يك‌چنين رفعت و عزّت و مقامي مي‌تواند برسد؟

       منتها، بايد توجّه داشت‌كه: اين‌برنامة حيات‌بخش و عزّت‌آفرين انساني، در يك جامعة اسلامي به‌معناي واقعي، قابل اجراست‌كه همة مردان و زنان‌آن‌جامعه، مو به مو، طبق دستورات‌آسماني اسلام عمل‌كنند.

       و اگر مي‌بينيم اين‌سخنان با وضع و زندگي جامعة ما كه به‌نام اسلامي ناميده شده‌است، سازگار نمي‌باشد، بدانيم اين نقص و نارسايي، از جانب ما مسلمانان است‌كه عملاً خود را منطبق با قانون‌آسماني اسلام و قرآن نساخته‌ايم. وگرنه،

اسلام، به ذات خود ندارد عيبي                 هر عيب‌كه هست، در مسلماني ماست

       آخِرين‌سخن اين‌كه: زن، از ديدگاه اسلام و قرآن، نه‌تنها در دنيا عزيز است و محترم، بلكه در عالم‌آخرت نيز، از بهترين‌نعمت‌هاي بهشتي، حورُالعين و زنان بهشتي‌اند.كه خدا دربارة آنها فرموده‌است:كَأنَّهُنَّ الياقوتُ وَ المَرجان؛ در زيبايي چنانندكه‌گويي ياقوت و مرجانند؛ إنّا أنشَأناهُنَّ إنشاءً، فَجَعَلناهُنَّ أبكارا عُرُباً أترابا؛ ما آنها را به‌آفرينشي نو و جالب آفريده‌ايم وآنها را بكر و هم‌سنّ و سال با شوهرانشان و شوهردوستشان قرار داده‌ايم.

       در روايات‌آمده‌كه: اگر يكي از حوران بهشتي، سر به اين‌دنيا بكشد، دنيا، غرق در بوي خوش مي‌گردد، و اگرآب دهان خود را به دريا بيفكند، شربتي خوش‌گوار مي‌شود، و نور جمالش خورشيد و ماه را تحت‌الشّعاع خود قرار مي‌دهد، و خواستگاري‌كردن ازآنها هم،آداب و رسوم خاصّي دارد وكار همه‌كس نيست.

       از يكي از اصحاب امام سجّاد(ع) نقل شده‌كه‌گفته‌است: در يك شب تاريك سرد زمستاني،آن‌حضرت(ع) را ديدم لباس نوِ سفيدرنگ و فاخري پوشيده‌است. تعجّب‌كردم‌كه ايشان، در اين‌ساعت از شب و سرما،كجا مي‌روند؟

       ايستادم و از مقصدشان پرسيدم. فرمود: به مسجد جدّم، رسول خدا(ص) مي‌روم تا از حورالعين خواستگاري‌كنم. يعني، بدانيدكه مسجد، جاي خواستگاري حورالعين است. شما، در دنيا، وقتي مي‌خواهيد به خواستگاري دختري برويد، خود را با لباس زيبا و پاكيزه و بوي خوش مي‌آراييد؛آيا خواستگاري از دختران بهشتي،آرايش مناسب نمي‌خواهد؟

       در صورتي‌كه خدا فرموده‌است: خُذوا زينَتَكُم عِندَكُلِّ مَسجِد؛ به‌هنگام ورود به هر مسجدي، خود را با آرايش مناسب با آن بياراييد. وآرايش مناسب با مسجد،آن‌است‌كه: قلب و جاني پاك ازآلودگي به رذايل اخلاقي، و اعضا و جوارحي پاك ازآلودگي به اعمال ناشايست، از حرام‌خواري و حرام‌كاري وارد شويد تا خدا كه صاحب‌خانه و صاحب اختيار حورالعين است، شما را بپذيرد و به خواستة شما جواب مثبت بدهد.

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین ۱۳۹۲

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.