اين‌حديث را به‌عنوان تنبيه و بيدارسازي، از حضرت رسول اكرم(ص) بشنويم‌كه فرموده‌است: لاتَزولُ قَدَما عَبدٍ يَومَ القِيامَه، حَتّي يُسألَ عَن أربَعَه: عَن عُمرِه فيما أفناه؟ وَ عَن شَبابِه فيما أبلاه؟ وَ عَن مالِه مِن أينَ‌كَسَبَه، و فيما أنفَقَه؟ وَ عَن حُبِّنا أهلَ البَيت؛

       كه يكي ازآن‌چهار مطلب، عمر است‌كه: در چه راهي فاني‌كرده‌اي؟ و اين‌سرماية بسيار نفيس وگران‌قدر را چگونه و در چه راهي به‌كار انداختي و چه سودي ازآن به‌دست‌آوردي؟ چه بگويد؟ بگويد: تا بيست سال، مست بادة غرور و جواني بودم وگوشم بدهكار هيچ حرفي نبود؛ داغ بودم و اعتنا به وعظ و نصيحتي نمي‌كردم. تا سنّ چهل پنجاه سالگي، مشغول جمع‌آوري پول شدم. بعد تا سنّ هفتاد هشتاد سالگي، به محافظت‌آن پرداختم تا مرگ‌آمد و بعد از مرگ، نفهميدم‌آن‌را كه بُرد وكه خورد؟
       اين، حساب عمرش! و حال‌آن‌كه اين‌سرماية عمر انسان،آن‌قدر ارزشمند وگران‌بهاست‌‌كه با هر نفسش، مي‌توان درجات عاليه از مقامات قرب الهي و جنّت و رضوان ابدي به‌دست‌آورد.

       وقتي مُرديم، از اين‌ارزش‌آگاه مي‌شويم.آن‌وقت است‌كه مي‌فهميم: اي عجب! من، يك نفس‌كشيده و يك يااَلله گفته‌ام و به‌پاداش همان‌يك يااَلله، غرفه‌اي از غرفات بهشتي، به نامم ثبت شده‌است. يا: يك سجده‌كرده‌ام و به‌پاداش‌آن، باغي از باغ‌هاي بهشتي، توأم با قصرهاي مجلّل، نصيبم‌گشته‌است.

       حال، اگر اين‌سرماية بسيار عظيم و پرارزش سي سال و چهل سال و شصت سال و هفتاد سال، اَلعِياذُبِالله صرف‌گناه و طغيان بر خدا شده‌باشد، چه زيان و خسران غير قابل جبراني، نصيب‌آدمي خواهدگشت! أعاذَنَا الله مِن شُرورِ أنفُسِنا وَ مِن سَيِّئاتِ أعمالِنا.