اینجا مدینه است3

    baghievaharamnabavi

پیامبر اکرم"صلّی الله علیه وآله وسلّم" در قبا

آری،این شهر ،یثرب بودواز آن زمان ،مدینه شد که پیامبراکرم"صلّی الله علیه وآله وسلّم"براثر فشار واختناق مشرکین به امر پروردگار،مکّه را ترک کرده،به این شهر هجرت فرمودودر قبا توقّف نمودتا پسر عمّش امیرالمؤمنین"علیه السّلام"باجمعی از محترمات بیت رسالت که در مکّه بودند به حضرت ملحق شوند.

مرحوم کلینی از امام چهارم حضرت زین العابدین" علیه السّلام"چنین آورده است:

پیامبر اکرم"صلّی الله علیه وآله وسلّم"روز اوّل ماه ربیع الاوّل که روز پنجشنبه سال سیزدهم بعثت بود،از مکّه بیرون آمد وعلی "علیه السّلام"رابرای انجام اموری که غیراز اوکسی توان انجامش را نداشت،در مکّه باقی گذاردوظهر روز دوازدهم ماه ربیع الاوّل در قبا فرود آمدوبه انتظار علی"علیه السّلام"در آنجاماند ونمازهایش رادو رکعتی می خواندودر آنجامیهمان عمروبن عوف بود وبیش از ده روز توقّف نمود.

به عرض رساندند:اگر نزدما می مانید،مسجدی بنا کنیم.فرمود:نه،در انتظارعلیّ بن ابیطالب"علیه السّلام"هستم وامرکرده ام به من ملحق شودوتا اونیاید،جایی را برای سکونت اختیارنمی کنم وانشاءالله به زودی خواهد آمد.

تاآنکه علی"علیه السّلام"رسیده وبا حضرت از قبا به قبیله ی بنی سالم بن عوف آمدندکه روز جمعه هنگام طلوع آفتاب بود.برای آنان خطّی کشیده ومحلّ مسجد را تعیین نموده وقبله ی آن را مشخّص کردندوبا آنان دو رکعت نمازجمعه بادو خطبه خواندندداز آن جا باهمان شتری که آمده بودند در حالی که علی"علیه السّلام"حضرت را همراهی نموده به سوی مدینه آمدندوبه هیچ قبیله ای از انصار عبورنمب کردندجز این که به احترام حضرت به پاخواسته وتقاضاداشتندگه پیامبردر قبیله آنان نزول اجلال فرمایند،ولی به همه آنان فرمودند:

خلّواسبیل النّاقة فإنّها مأمورةٌ.راه شتر را باز بگذارید که اومأمور است.وحضرت زمام ناقه رارها کرده،برروی آن نهاده بودندتا آن که شتر به این جا که می بینی رسید-وحضرت با دست مبارکشان به در مسجد رسول خدا"صلّی الله علیه وآله وسلّم"همین جاکه بر جنازه ها نماز می خوانند اشاره کردند-وزانوبه زمین زدوسینه بر خاک نهاد.پیامبراکرم"صلّی الله علیه وآله وسلّم"ازمرکب پیاده شدند وابوایّوب انصاری،شتابان اثاث حضرت را به منزلش برد ورسول خدا"صلّی الله علیه وآله وسلّم"وعلی"علی السّلام"درآن جا مسکن گزیدند......

راوی حدیث،سعیدبن مسیّب به حضرت سجّاد"علیه السّلام"عرض کرد:فدای شما شوم،وقتی پیامبربه مدینه آمدند،ابوبکرهمراه حضرت بود،کجاجداشد؟ حضرت فرمودند:وقتی پیامبر اکرم"صلّی الله علیه وآله وسلّم"در قبابه انتظار علی"علیه السّلام"توقّف نمودند،به حضرت می گفت:برخیزیدباهم به مدینه برویم که مردم باورودشماخوشحال می شوند؛برخیزیدبرویم واین جا در انتظار علی "علیه السّلام"نمانید گمان می کنم  تا یک ماه دیگرهم نیاید.حضرت فرمودند:نه،به زودی خواهد آمد.من ای جاهستم تا پسر عمّم وبرادرم،آن که برادریش بامن خدائی است ومحبوب ترین اهل بیتم است،نزد من آید.اوبا به خطرانداختن جانش در برابر مشرکین در مقام حفظ جان من برآمد.این جا بود که ابوبکر خشمگین شد واظهار تنفّرنمودو نسبت به علی "علیه السّلام"حسد ورزید .واین نخستین دشمنی بود که ازاو نسبت به پیامبراکرم"صلّی الله علیه وآله وسلّم"در ارتباط با علی"علیه السّلام"ظاهرشدواوّلین مخالفت آشکارش بود که با رسول خدا"صلوات الله علیه وآله"نمود.اوبه مدینه آمد وحضرت را تنها در قبا به انتظارعلی"علیه السّلام"باقی گذارد......

/روضه کافی338-341حدیث/536

انصار پیوسته منتظر قدوم مبارک پیامبر خدا"صلّی الله علیه وآله وسلّم"بودند وهمه روزه سرراه آمده به انتظار می نشستندتا روز بالا می آمد وهوا گرم می شدمراجعت می کردند......تا آن که پیامبر به ذو الحلیفه-محلّ مسجدشجره-رسیده وراه قبیله بنی عمروبن عوف راجویا شدند،نشان دادند.مردی از یهود که بالای بلندی بودسه سوار را دید که به طرف قبیله ی بنی عمروبن عوف می روند،فریاد برآورد:

یامعشرالمسلمة،هذا صاحبکم قد وافی. ای مسلمانان،این پیامبرشماست که می آید.این سخن در مدینه پیچید؛مردان وزنان وکودکان به مژده قدوم نازنین حضرتش شاد ومسرور گردیدند......واین گونه حضرت را استقبال نمودند:

   طلع البدر علینا من ثنیّات الوداع              وجب الشّکر علینا مادعی لله داعٍ

از آن سوی پشته ها که محلّ خدا حافظی مسافران است ماه شب چهارده بر ما ظاهر شدو تا هر وقت که خواننده ای خدا را بخواند،شکرش برما لازم است..........

تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۲

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.