امام علیّ بن الحسین زین العابدین(علیه السّلام)و صحیفه سجّادیّه یازبورآل محمّد

    سیدالساجدین

بسم الله الرحمن الرحيم

پنجم شعبان مصادف است با سالروز میلاد باسعادت امام زین العابدین(علیه السّلام)که به این بهانه مطالب مختصری ازصحیفه سجّادیّه یکی از آثارمشهور آن امام بزرگواردر ذیل تقدیم علاقمندان می گردد:

اين كتاب صحيفهء كاملهء سجاديه در بين علماء وبزرگان به انجيل اهل بيت وزبور ال محمد (عليهم السلام) ملقب گرديده وهمانطور كه انجيل عيسى وزبور داود (عليهما السلام) دو كتاب آسمانى حاوى علوم وحكم بودهء صحيفه هم علوم وحكمي را در بردارد كه جهانيان را بسعادت ونيكبختى ميرساند. در بسيارى از اجازات علماء امامية (چنانكه محدث نوري عليه الرحمة در كتاب مستدرك الوسائل بيان كرده: اين كتاب را به أخت القران (خواهر قران) وصف نموده اند ونهج البلاغه را اخ القران (برادر قران) گفته اند وهمانطور كه قرآن كريم را خدايتعالى بزبان حضرت خاتم الانبياء (صلى الله عليه وآله) بيان فرموده، نهج البلاغه وصحيفه را هم كه سخنان آن از منبع علم الهى تراوش كرده بزبان مقدس دو على (عليهما السلام) جارى گردانيد است.

أبو جعفر محمد ابن على ابن شهر اشوب سروى مازندراني (رحمه الله) متوفى سال پانصد وهشتاد وهشت در مجلد دوم كتاب مناقب آل ابي طالب (عليهم السلام) در فصلى كه معجزات حضرت على ابن الحسين (عليه السلام) را بيان ميفرمايد مينويسد: وذكر فصاحة الصحيفة الكاملة عند بليغ في البصرة فقال: خذوا عنى حتى املى عليكم، واخذ القلم واطرق راسه فما رفعه حتى مات در بصره نزد دانشمند زبان اورى سخن از فصاحت صحيفهء كامله بيان آمد، او گفت: از من فرا گيريد تا بر شما مانند آنرا املاء كنم، وقلم بدست گرفت وسر بزير افكند پس سر بلند نكرد تا مرد. سيد علي خان (عليه الرحمة) در پايان ديباجه شرح صحيفهء خود پس از نقل اين حكايت (با اندك اختلاف در عبارت) مينويسد: ولعمري لقد رام شططا فنال سخطا (و بجان خودم سوگند كه آنمرد خواسته از حد خود تجاوز كند، بغضب وخشم گرفتارشده) از مقدمهء مرحوم فيض الإسلام

بسمه تعالى

صحيفهء سيد الساجدين زبور آل محمد واخت قرآن ووسيله ارتباط بين الخالق والمخلوق است. صحيفهء سجاديه، مشعل ونور وهادى انسانها است. صحيفهء سجاديه مناجات وراز ونيازهاى بازماندهء وقعهء طف (كربلا) است كه از دلى سوزان واز چشمى گريان واز ضميري مطمئن در آن تاريكيها وظلمت ها وفساد وافساد طاغيان نشأت گرفته است. آرى صحيفه مانند صحف انبياء، در اوساط ملكوتي مى درخشد. اين دفتر، ترجمه ومتن آن را كه به خط حجة الإسلام حاج شيخ عبد الرحيم افشارى زنجاني كه بر اساس نسخهء مترجم مرحوم فيض الإسلام تنظيم نموده است مورد بررسى كامل وتصحيح قرارداده، واينك در اختيار علاقه مندان به معارف الهى از خاندان وحى ورسالت عليهم السلام قرار مى دهد اميد است جوامع إسلامي توفيق استضائه از مفاهيم ومقاصد عالى آن را دارا شوند. دفتر انتشارات إسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم

امام امير المؤمنين على بن ابي طالب
مرجع شهيد ومتفكر إسلام سيد محمد باقر صدر (ره)
بسم الله الرحمن الرحيم

سپاس، ويژهء خداى جهان آفرين است. ودرود وسلام برواپسين پيامبران ورسولان حق، محمد وتبار طاهرين ویاران راستينش. بعد از سپاس ودرود، صحيفهء سجاديه، مجموعه‌اى از دعاهائى است كه از امام زين العابدين به دست آمده است. امام زين العابدين على فرزند حسين فرزند على بن ابي طالب (عليهم السلام) يكى از امامان اهل بيت است كه خدا آنها را از هرگونه پليدى زدوده وبه هر پاكى آراسته است. اين امام، چهارمين پيشوا از امامان اهل بيت است. نياى او،  وصى پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله)، واول كسى كه به او ايمان آورد وكسى كه طبق گفتهء خود پيامبر (صلى الله عليه وآله) ارتباطش با او، همچون رابطهء هارون با موسى بود. ما در بزرگش فاطمهء زهرا، دخت پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله) وپاره‌اى از تن او، جگر گوشهء او وبه توصيف پدر بانوى بانوان جهان، مى باشد.

مقدمه مذكور كه به فارسي ترجمه شده است اثرى است از شهيد بزرگوار آيت الله العظمى سيد محمد باقر صدر (رضوان الله تعالى عليه) كه بر صحيفه سجاديه مرقوم فرموده اند.

پدرش امام حسين يكى از دو سرور جوانان بهشت، دو فرزند رسول، ودو گل بوستان أو، كسى كه در بارهء أو نياى بزرگوارش گفت: حسين منى وانا من حسين أو كه در كربلا روزعا شورا به دفاع از إسلام ومسلمين، شربت شهادت نوشيد. أو خود، يكى از دوازده امامى است كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) طبق حديث صحيح بخارى وصحيح مسلم وديگر صحاح در آنجا كه فرمود: الخلفاء بعدى اثنا عشر كلهم من قريش ، از آنان خبرداده است امام على بن الحسين (عليه السلام) به سربرد، آنگاه در مكتب عمويش حسن (عليه السلام)، وپدرش حسين (عليه السلام)، دو فرزند پيامبر (صلى الله عليه وآله) رشد كرد، واز علوم نبوت ودست آوردهاى پدران پاكش، تغذيه نمود. تا جايى كه در زمينهء علمي وديني مبرز گرديد، در دين خدا امام شد، ومشعل علم وحكمت، ومرجع حلال وحرام گرديد. واو در ورع وپرستش خدا وپارسايى، نمونهء جهان وزمان شد. همهء مسلمانان به دانشش، به استقامتش، وبه برترى اش ايمان آوردند. وهوشياران تسليم رهبرى وفقاهت ومرجعيت أو گرديدند. زهرى گويد: در ميان بنى هاشم، برتر از على بن الحسين وفقيه تر از أو كسى رانديدم در سخن ديگرش گويد: من هيج قرشي كه از أو برتر باشد نديده ام . سعيد بن مسيب گويد: من هيچ گاه مثل على بن الحسين كسى را نيافتم . مالك پيشواى مسلمانان اهل سنت گويد: أو را به خاطر كثرت خدا پرستى اش زين العابدين لقب دادند .

سفيان بن عيينه گويد: هيچ فردي از بنى هاشم را برتر وآگاهتر از زين العابدين نديدم . شافعي امام ديگر اهل سنت، على بن الحسين را آگاهترين مردم مدينة شمرده است. اين حقيقت را حتى زمامداران معاصرش خلفاى بنى اميه با همهء بد خواهى ها كه نسب به أو داشتند، پذيرفته اند، براى نمونه عبد الملك بن مروان به امام (عليه السلام) گويد: خدا چنان دانش، دين وپارسايى به تو داده كه هيچ كس قبل از تو جز پدرانت بدان تشرف نيافته اند . در اين باره عمر بن عبد العزيز گفت: زين العابدين چراغ دنيا وجمال إسلام است . مسلمانان عموما نسبت به اين امام، وابستگى عاطفي شديدى در خود، احساس مى كردند ودر عمق دل به أو مهرى ويژه داشتند. پايگاه ملى امام (عليه السلام) در همه جاى جهان إسلام، در دل هاي امت گسترش يافته بود، چنان كه وقتى در آن مراسم حج شركت كرده طواف خانه گزارد، خواست استلام حجر كند از كثرت جميعت نتوانست. منبرى برايش نصب كردند روى آن برنشست منتظر مانده بود كه ناگاه امام زين العابدين (عليه السلام) از در مسجد روى آورده به طواف خانهء خدا پرداخت (هشام خود مى ديد ومردم همه نظاره مى كردند كه) امام هروقت به محل حجر الاسود مى رسيد، جميعت راه را براى أو باز مى كردند، مردم از اطراف حجر الاسود دور مى شدند تا أو بتواند استلام حجر كند، زيرا مردم همه أو را خوب مى شناختند وبه أو مهر مى ورزيدندبا اينكه از بلاد وخانواده هاي مختلفى بودند

 فرزدق شاعر، موفق شد در قصيدهء دلنشين معروفش اين حقيقت را ثبت كند.

(یاسائلی این حلّ الجودوالکرم        عندی بیانٌ اذاطلّابه قدموا

هذاالّذی تعرف البطحاءواطئته               والبیت یعرفه والحلّ والحرم  .......)  

بايد بدانيم اعتماد مردم به امام زين العابدين (عليه السلام)، تنها از ناحيهء آگاهى هاي مذهبي وخصائل روانى اش نبود، بلكه أو را رهبر خود وملجأ وپناه در همهء مشكلات ومسائل زندگى مى ديدند، به نزد أو مى شتافتند تا همچون پدران طاهرينش به مسائل آنها رسيدگى فرمايد. از اين رو وقتى عبد الملك خليفهء اموى با پادشاه روم درگيرى پيدا كرد، وپادشاه روم از نياز آن روز مسلمانان بهره بردارى كرده أو را تهديد كر كه نقدينه هاي آنان را براى تحقير مسلمانان از كشوروم وارد كند ودر مقابل آن، هر قراردادى كه خواست با آنها ببندد، در اينجا عبد الملك متحير وبيچاره شد. عرصهء زمين بر أو تنگ آمد، با خود گفت: گمان مى كنم من بدترين فرزندى باشم كه در إسلام متولد شده است، لذا مسلمانان را دعوت به گردهمايى كرد وبا آنها به مشورت پرداخت. هيچ كدام نظرى كه بتواند آن را به كار بندد، اظهار نكردند، در آنجا مردم به أو گفتند: تو خود مى دانى راه فرار از اين مشكل به دست چه شخص است. فرياد برداشت واى بر شما چه كسى اين كار از أو ساخته ست؟ گفتند: بازماندهء اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه وآله) گفت: راست گفتيد: وهيمنطور هم بود أو براى رفع اين مشكل به امام زين العابدين (عليه السلام) پناهنده شد. امام (عليه السلام) فرزند خود محمد بن على الباقر را به شام گسيل داشت، وتعليمات لازم را به أو داد. در آنجا امام باقر طرحي نو، براى تنظيم پول مسلمانان ارائه داد وكشور إسلامي را از موقعيت استعمارىنجات داد.

 مقدر چنين بود كه امام (عليه السلام) مسؤوليت هاي رهبرى، وروحاني خود را بعد از شهادت پدرش به دست گيرد. اين مقام مقدس را در نيمهء دوم قرن اول، در باريكترين شرائطي كه برامت إسلامي مى گذشت، يعنى مرحله‌اى كه موج فتوحات صدر استلام پيامدهايى به دنبال آورده بود، تعهد فرمود. اين موج با هيجان روحي اش، با حماسهء رزمى ايده ئولوژى اش، تا آن زمان كشيده شده بود، موجى كه قدرت فرمانروايى كسراها وقيصرها را متزلزل ساخت، وملل مختلف وبلاد گسترده‌اى را، به دعوت جديد فراخواند ودر پيامد آن، مسلمانان آن روز، يعنى نيمهء دوم قرن اول هجري زمامدار بخش عظيمى از جهان متمدن شدند. با اينكه اين زمامدارى گسترده، نيروى عظيمى در زمينهء جهانى براى مسلمانان از نظر سياسي ونظامي به وجود آورد، انان را در برابر دو خطر بزرگ، بيرون از حدود سياسي ونظامي قرارداد، وضرورت ايجاب مى كرد از همان ابتداء با يك حركت قاطع جلو آن دو خطر ايستادگى شود. يكى از آن دو، خطر آگاهى مسلمانان از فرهنگ هاي متنوع ومباني قانون گزارى ديگران واوضاع اجتماعي مختلف آنان بود، كه بر اثر بر خورد با ملت هايى كه فوج فوج به إسلام وارد مى شدند فرهنگ وتمدن إسلامي را مورد تهديد قرارد مى داد. از اين رو ولازم بود در زمينهء علمي كارى انجام شود تا مسلمانان به اصالت فكرى وشخصيت قانون گزارى ويژهء خود، كه از كتاب وسنت در إسلام الهام مى گيرد، واقف گردند. در اينجا ضرورت يك حركت فكرى اجتهادى به نظر مى رسيد تا درچهار چوب تعاليم إسلامي، افق فكرى مسلمانان گسترش يابد، ودر نتيجه بتواند مشعل هدايت كتاب وسنت را با روحيه‌اى كوشا، آگاه پيگير وهوشيار به دست گرفته ودر موارد مفيد ومورد نيازشان در اوضاع جارى خود از آن بر خوردار گردند پس بايد اصالت شخصيت إسلامي حاصل كنند وبذر اجتهاد وتلاش از براى يافتن راه حق در دل آنها افشانده شود. واين كارى بود كه امام على بن الحسين زين العابدين (عليه السلام) بدان دست زد. از كلاس درس خود را در مسجد پيامبر (صلى الله عليه وآله) آغاز كرد، وبا اشاعهء انواع معارف إسلامي از: تفسير، حديث، فقه وغيره با مردم سخن گفت واز علوم پدران پاكش بردلهاى آنان فروريخت، آگاهانشان را به مباني فقه إسلام وشيوهء استنباط احكام، تمرين داد. از اين كلاس درس، تعداد قابل توجهي از فقهاى مسلمين فارغ التحصيل شدند. اين كلاس بنياد فكرى مهمى، براى مكاتب فقهى إسلامي شد. ونيز بنيادى براى حركت فعال فقه در بين مسلمانان گرديد. انبوه عظيمى از قاريان قرآن، وحافظان كتاب وسنت، أو را به رهبرى خود پذيرفتند وگردش جمع شدند. سعيد بن مسيب گويد: قاريان قرآن به مكه نمى رفتند مگر وقتى كه على بن الحسين مى رفت. وقتى أو براى حج حركت كرد مانيز يك هزار سواره ملازم ركاب أو بوديم. خطر دوم، ناشى از پيشامد امواج رفاه وآسايش در جامعهء إسلامي در پيامد هولناك فتوحات نامبرده بود. چون اين امواج هر جامعه‌اى را در وافراط در فرو رفتن در تجملات وزيبايى هاي زندگى محدود اين جهان، ودر نتيجه، آن عشق سوزانى كه از ارزش هاي اخلاقي وپيوندهاى روحي نسبت به خدا وروز قيامت در مسلمانان پديد آمده، خطر خاموش شدن آنها تا جايى بود كه احتمال مى رفت اين پيوندها كار بزرگ خود را در مقابل انسان ها وبراى رسيدن به اهداف عظيم خود از دست بدهند. درست همين اوضاعي كه امروز پيش آمده است. كافى است شما نگاهى به كتاب اغاني أبو الفرج اصفهاني بيفكنيد تا مطلب روشن گردد.

امام على بن الحسين (عليه السلام) اين خطر را احساس فرموده، وبراى علاج آن آغاز به كاركرد. براى جلوگيرى از آن، نيايش را بنياد قرارداد. صحيفهء سجاديه كه امروز در دست ماست، محصول ونتجيهء اين نيايش هاست. اين امام بزرگ با قدرت بلاغت بى مانند، ونيروى بيانى كه روشهاى ادبيات عرب از رسيدن به آن ناتوانند، وانديشهء الهى مخصوص به خود، توانست از ظريفترين ودقيقترين مفاهيمي كه رابطهء انسان را با خدا نشان مى دهد، ونشاط ووجد خدا يابى أو را بر تعبير بازد وارزش هاي اخلاقي وحق وتكليف ناشى از آن را در قالب تعبير وكلمات مجسم نمايد. مى گويم: امام على بن الحسين با اين مواهبي كه به أو داده شده توانست از عملكرد نيايش خود، يك جو روحي در جامعهء إسلامي بسازد كه يك فرد مسلمان در برابر تند باد هوسها پايدار بماند. ووقتي زمين مى خواهد أو را به طرف خود بكشاند، أو محكم به خدايش وابسته شود وبه أو بفهماند براى چه ارزش هاي روحي روى زمين پديد آمده، تا اين كه در دوران ثروت ورفاه در روى آن امين باشد همان گونه كه در روزگار گرسنگى كه سنگ به شكم مى بست امين مى بود.

در حالات امام (عليه السلام) آمده است كه أو در هر جمعه براى مردم سخنرانى مى كرد، آنان را به زهد در دنيا ورغبت وشوق به كارهاى آخرت فرا مى خواند وموعظه مى كرد وقطعه هايى از انواع نيايش، ستايش وثناهايى كه نشان دهندهء بندگى خالصانهء أو نسبت به خداى سبحان وبى همتا وبى انباز است به گوش مردم مى خواند. به اين ترتيب صحيفهء سجاديه را بايد به عنوان بزرگترين عمل اجتماعي متناسب با ضرورت مرحله‌اى كه مسؤوليت رهبرى آن به عهده امام (عليه السلام) بود، معرفى كرد. علاوه بر آن يگانه ميراث فرهنگ الهى، يك منبع بزرگ مكتبى، ويك مشعل هدايت ربانى، ويك مدرسهء اخلاق وتربيت إسلامي است كه با گذشت روزگاران پايدار مى ماند وانسانيت پيوسته به اين ميراث محمدى وعلوى نياز مند است وهر چند گمراهى هاي شيطان وفريبندگى دنيا فزونتر گردد، نياز به آن بيشتر مى شود. درود بر امام ما، روز ولادتش، روز اداى رسالتش، روز مرگ وروز زندگى دوباره اش

 

تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۹۳

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.