افرادبی ایمان

افرادبی ایمان

       از هشت آية 11 تا 18 سورة ابراهيم از صفحة 257، آية پاياني، مَثَل رسايي را براي اعمال افراد بي‌ايمان بيان مي‌كند.
       آية 18 مي‌فرمايد: «مَثَلُ الَّذينَ‌کَفَروا بِرَبِّهِم أعمالُهُم‌کَرَمادٍ اشتَدَّت بِهِ الرّيح في يَومٍ عاصِف لايَقدِرونَ مِمّا کَسَبوا عَلي شَيء»؛ «اعمال‌كساني‌كه به پروردگارشان‌كفر ورزيده‌اند، مانند خاكستري است در برابر تندباد، در يك روز طوفاني‌كه نمي‌توانندكم‌ترين‌بهره‌اي ازآن‌چه را كه انجام داده‌اند، به‌دست‌آورند».
       از جمله مسايل مربوط به‌كيفر و پاداش در روز جزا از ديدگاه وحي و قرآن، اين‌است‌كه ملاك سعادت و راه‌يابي به بهشت در سراي‌آخرت، دو چيز است: اوّلاً: ايمان. ثانياً: عمل صالح؛ وَ العَصر، إنَّ الإنسانَ لَفي خُسر، إلاَّ الَّذينَ‌آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات؛ سوگند به عصر با معاني مختلفي‌كه دارد، تمام افراد انسان در خُسرانند! جزگروهي‌كه ايمان‌آورده و عمل صالح انجام داده‌اند. يعني، نه ايمانِ خالي از عمل صالح كافي در نجات انسان در عالم‌آخرت است و نه عملِ صالحِ خالي از ايمان. بلكه ايمانِ مولّد عمل صالح و عمل صالحِ مولود ايمان لازم است.
       و لذا اين‌آية شريفه مي‌فرمايد: «مَثَلُ الَّذينَ‌کَفَروا بِرَبِّهِم أعمالُهُم‌کَرَمادٍ اشتَدَّت بِهِ الرّيح في يَومٍ عاصِف لايَقدِرونَ مِمّا کَسَبوا عَلي شَيء»؛ «وصف حال‌كساني‌كه به خدايشان‌كفر ورزيده‌اند، اين‌است‌كه: اعمال نيكشان، در بي‌اثر و بي‌ارزش بودن در سراي‌آخرت، به‌سان خاكستري است‌كه در يك روز طوفاني، تند‌بادي برآن بوزد» و ذرّات‌آن‌را پراكنده سازد.
       همان‌طوركه‌آن‌ذرّات خاكستر پخش‌شدة در يك بيابان، هيچ ارزشي ندارد، همين‌طور، اعمال خوب يك‌آدم‌كافِرِ بي‌ايمان نيز، در عالم پس از مرگ، هيچ اثر سعادت‌بخشي نخواهد داشت! حتّي تشبيه به خاك هم نشده‌است. چون اگر مشتي خاك در ميان يك‌گلدان ريخته شود وآب به‌آن داده شود، حدّاقل، يك علف سبز ازآن مي‌رويد. امّا يك خروار و ده خروار خاكستر اگر با آب هم مخلوط شود، اصلاً ذرّات‌آن به هم نمي‌چسبد تا چيزي ازآن برويد! حال،آن‌خاكستر اگر در معرض تندباد، در يك روز طوفاني قرارگرفت و هر ذرّه‌اش به جايي رفت، ديگر، چه فايده‌اي خواهد داشت؟
       از ديدگاه خداوند عليم حكيم،كه‌آفرينندة انسان و تعيين‌كنندة ملاك سعادت و شقاوت‌آدمي است، اوّلين‌شرط سعادت انسان در عالم‌آخرت، ايمان است تا به‌دنبال‌آن، اعمال نيك از وي صادر شود و ثمربخش‌گردد. در واقع، جان انسان باايمان، به‌سان زميني حاصلخيز است‌كه بذر هرگونه درخت و بوته درآن رشد مي‌كند و به محصول مي‌نشيند.
       امّا جان انسان‌كافر، همانند زميني شوره‌زار است‌كه بهترين‌بذر هم درآن مي‌پوسد و هيچ محصولي نمي‌دهد.
       اين، سنّت و قانون سازندة عالم است‌كه: ايمان، بذر بهشت و جنّت رضوان است وكفر، بذر جهنّم سوزان!
       حال، اين‌قانون را شما روشنفكرمَآبان بپسنديد يا نپسنديد، تأثيري درآن نخواهد داشت؛ وَ قُل: اَلحَقُّ مِن رَبِّکُم، فَمَن شاءَ فَليُؤمِن وَ مَن شاءَ فَليَکفُر إنّا أعتَدنا لِلظّالِمينَ ناراً أحاطَ بِهِم سُرادِقُها؛ بگو اين‌قانون ثابت از جانب پروردگار شماست. حال، هرکس مي‌خواهد، ايمان بياورد وآن‌را بپذيرد و هرکس مي‌خواهد،كافرگردد وآن‌را نپذيرد: ما براي اين‌ستمگرانِ متجاوز از مرز بندگي،آتشي فراهم‌کرده‌ايم‌كه سراپرده‌اش‌آنها را از هر سو احاطه‌كرده‌است.
       شما بايد خودتان را با قانون ثابت عالم منطبق سازيد. توقّعِ اين‌كه: سازندة عالم، قانون خود را با خواسته‌هاي شما منطبق سازد، توقّعي جاهلانه است. نظيرآية مورد بحث، اين‌آية شريفه است: وَ الَّذينَ‌کَفَروا أعمالُهُم‌کَسَرابٍ بِقيعَه، يَحسَبُهُ الظَّمآن ماءً حَتّي إذا جاءَه لَم يَجِدهُ شَيئا وَ وَجَدَ اللهَ عِندَه فَوَفّاهُ حِسابَه؛کافران، اعمالشان‌كه در نظر ظاهربينان، بسيار بزرگ و چشمگيرآمده‌است، همانند سرابي است در ميان بيابان،که‌آدم تشنه‌آن‌را آب مي‌پندارد و به‌سوي‌آن مي‌شتابد، امّا همين که نزديكش شد، مي‌بيند: هيچ نيست و خيالي بيش نبوده‌است وآن‌جا، خدا را مي‌يابدكه به حسابش مي‌رسد!
       حاصل اين‌كه‌آدم‌كافر از نظر قرآن، هرچند هم در دنيا، اعمال نيكي داشته‌باشد، ولي در عالم‌آخرت، از اعمال نيك دنيوي‌اش بهره‌اي نخواهد برد؛ «لايَقدِرونَ مِمّا کَسَبوا عَلي شَيء».
       البتّه افراد مستضعف از اين‌حكم استثنا شده‌اند! يعني‌كساني‌كه از لحاظ درك حقايق و معارف ناتوانند يا در محيطي زندگي مي‌كنندكه دسترسي به تعليم وآموزش مسايل ديني ندارند، و از طرفي هم تغيير محيط زندگي و هجرت به مكان ديگر برايشان ممكن نيست و در واقع، جاهل قاصرند، نه جاهل مقصّر. اينان در اين‌شرايط مورد عفو و غفران الهي قرار مي‌گيرند؛ إنَّ الَّذينَ تَوَفّاهُمُ المَلائِكَه ظالِمي أنفُسِهِم، قالوا: فيمَ‌كُنتُم؟ قالوا:كُنّا مُستَضعَفينَ فِي الأرض، قالوا: أ لَم‌تَكُن أرضُ اللهِ واسِعَه، فَتُهاجِروا فيها؟ فَاُولئِكَ مَأواهُم جَهَنَّم وَ ساءَت مَصيرا؛ وقتي فرشتگان براي قبض روح‌کساني مي‌آيندکه به خود ستم‌کرده‌اند و خدا را نافرماني نموده‌اند، به‌آنها مي‌گويند: شما در چه وضع و حالي بوده‌ايدکه اين‌چنين تاريك و سيه‌رو شده‌ايد؟ مي‌گويند: ما در سرزمين خود تحت فشار بوديم و نمي‌توانستيم احكام دين را ياد بگيريم و عمل‌كنيم. فرشتگان مي‌گويند: مگر زمين خدا پهناور نبودکه مهاجرت‌کنيد و به جايي برويدكه درآن‌جا امكان تحصيل علم و عمل باشد؟ چرا نرفتيد؟ پس، شما مقصّر هستيد و مستوجب عذاب. اينان، جايگاهشان جهنّم است وآن، چه بدجايگاهي است.
       بعد مي‌فرمايد: إلاَّ المُستَضعَفين مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الوِلدان لايَستَطيعونَ حيلَهً وَ لايَهتَدونَ سَبيلا، فَاُولئِکَ عَسَي الله أن يَعفُوَ عَنهُم؛ مگرآن‌گروه از مردان و زنان وکودکاني‌که بي‌چاره و ناتوانند يا دركشان ناقص است و نمي‌توانند بفهمند و تحصيل معارف‌كنند يا به‌راستي تحت فشارند؛ نه مي‌توانند چاره‌انديشي نمايند و نه راهي براي نجات ازآن محيط‌آلوده كه درآن زندگي مي‌كنند، مي‌يابند.آري؛آنها را ممکن است خداوند مورد عفو قرار دهد.
       البتّه، مستضعفان واقعي‌كه خدا مي‌فرمايد: لايَستَطيعونَ حيلَهً وَ لايَهتَدونَ سَبيلا، مُستَثنا هستندكه هيچ چاره و راهي براي تخلّص از محيط‌كفر و فَساد نمي‌يابند، نه‌كساني‌كه براي به‌دست‌آوردن زندگي مرفّه و شغل پردرآمد، در بلادكفر زندگي مي‌كنند و طبعاً خود و فرزندان خود را از محيط تحصيل معارف و عمل به احكام دين دور نگه مي‌دارند! آري؛ به‌جاي اين‌كه از بلادكفر به بلاد اسلامي هجرت نمايند، از بلاد اسلامي به بلادكفر هجرت مي‌كنند. البتّه اگركسي بتواند واقعاً درآن‌جا، براي خود و فرزندانش يك محيط ديني به‌وجودآوردكه مسايل اعتقادي و اخلاقي و عملي مورد تعليم و تعلّم قرارگيرد و تنها، به دعاي‌كميل شب‌هاي جمعه و دعاي ندبة صبح‌هاي جمعه و سينه‌زني شب و روز عاشورا اكتفا نشود، تا حدّي مي‌توان دلخوش شدكه به وظيفه عمل شده‌است. زيرا اعتقاديّات و اخلاقيّات، مكرّراً بايد مورد بحث و تحقيق قرارگيرد و مواعظ از اهلش شنيده شود تا آدمي به غَفلت و شهوت، و سرانجام، به مرگ دل مبتلا نشود.
       ممكن است‌كسي بگويد: اين‌جا هم‌كه‌كشور اسلامي است، مظاهر بسياري از غفلت و شهوت ديده مي‌شود!
       مي‌گوييم: منطقه‌اي‌كه در مجموع، اسلامي است و اَحياناً در زواياي‌آن، مظاهري از فَساد ديده مي‌شود، فرق دارد با منطقه‌اي‌كه در مجموع، غير اسلامي است و احياناً در زواياي‌آن، مظاهر اندكي از اسلام مشاهده مي‌گردد.
       به هر حال، اين‌حقيقت، هيچ‌گاه نبايد فراموشمان شودكه از ما خواسته‌اند ديندارآخرت‌نگر باشيم، نه دنياگراي ديندارنما؛ يا أيُّهَا الَّذينَ‌آمَنوا اِتَّقُوا الله وَ لتَنظُر نَفسٌ ما قَدَّمَت لِغَد؛ اي باوردارانِ خدا و روز جزا تقواي خدا را رعايت‌كنيد و هركسي بايد بنگردكه براي فردا، چه پيش فرستاده‌است.
       متأسّفانه، در شرايط‌كنوني ما،آن‌چه مسلّم است، اين‌كه دين از متن زندگي ما كنار رفته و در حاشيه قرارگرفته‌است وآن‌چه‌كه در متن زندگي با جاذبة تمام ميدان‌داري مي‌كند، دنيا و شؤون زندگي مادّي است و اين مُفاد همان‌كلام بسيار پرنور و پرمحتواي امام سيّدالشّهدا(ع) است‌كه فرمود: اَلنّاس عَبيدُ الدُّنيا وَ الدّين لَعِقٌ عَلي ألسِنَتِهِم يَحوطونَهُ ما دَرَّت بِهِ مَعايِشُهُم فَإذا مُحِّصوا بِالبَلاء قَلَّ الدَّيّانون؛ مردم بردگان دنيايند و دين نيز لُعابي است بر اطراف زبانشان. مادام‌كه منافعشان به‌وسيلة دين تأمين است، بر محور دين مي‌چرخند و شعارهاي داغ هم مي‌دهند. امّا همين‌كه به‌خاطر دين،گرفتاري پيش آمد، دست از دين مي‌كشند و دين را به خداي دين مي‌سپارند.
       از امام صادق(ع) منقول است:كانَ أميرُالمُؤمِنين‌كَثيراًما يَقولُ في خُطبَتِه ياأيُّهَا النّاس دينَكُم دينَكُم فَإنَّ السَّيِّئَهَ فيه خَيرٌ مِنَ الحَسَنَهِ في غَيرِه وَ السَّيِّئَهُ فيهِ تُغفَر وَ الحَسَنَهُ في غَيرِهِ لاتُقبَل؛ اميرالمؤمنين فراوان در فرمايشاتشان مي‌فرمودند: اي مردم دينتان دينتان! در محافظت دينتان بكوشيدكه‌گناه در دين شما بهتر از عمل نيك در غيردين شماست. چراكه‌گناه در دين شما آمرزيده مي‌شود، امّا عمل نيك، در غير دين شما مقبول نمي‌گردد! و اين، به‌راستي، يك بشارت بسيار بزرگي است كه از زبان مولايمان، اميرالمؤمنين(ع) به ما رسيده‌است و ما را بايد در حفظ و حراست دينمان به مراقبت بسيار وا دارد.

تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.