اسلام زيبا

اسلام زيبا
(برگرفته از: تفسير سورة برائت حضرت آيت‌الله ضياءآبادي)
       از ميان شش آية 191 تا 196 سورة بقره از صفحة 30 ، چهارآية نخست اين‌صفحه، به‌دنبال‌آية پاياني صفحة قبل، مسألة جنگ و جهاد اسلامي را مورد توجّه قرار مي‌دهند.
       به‌رغم تبليغات مسموم و ويران‌كنندة رسانه‌هاي خارجي، خصوصاً غربيان، در دين مقدّس اسلام، جنگ، اَصالت ندارد. بلكه اصل اوّلي در اسلام، اصل صلح و سازش و مسالمت و صفا و صميميّت است و جز در موارد ضروري و استثنايي، دستور به جنگ نمي‌دهد. قرآن، جنگ و جدال وكشمكش را بر خلاف طبع سليم انسان و ناپسند در اسلام معرّفي مي‌فرمايد. درست، در نقطة مقابل برخي از مكاتب مادّي‌كه تنازُع را اصل اوّلي در زندگي بشر نشان مي‌دهند و مي‌گويند: تنهاراه تكامل انسان در زندگي، تنازع است و جنگيدن. بايد موجودات قوي، موجودات ضعيف را بخورند و ببلعند تا انتخاب اصلح حاصل شود و تكامل انواع محقّق‌گردد. آنها از اين‌جريان، به‌نام اصل تنازع بقا تعبير مي‌كنند و بقاي نوع انسان و تكامل انواع را مبتني بر تنازع مي‌دانند. يعني، دقيقاً قانون جنگل. و اگر برخي ازكشورها مثل‌آمريكا چنين‌سخن ظاهرُ‌الفَسادي را نگويند، عملاً چنين رفتار مي‌كنند.كما اين‌كه هم‌اكنون، اين‌رفتار را با كشورهاي ضعيف آفريقايي يا آسيايي مشاهده مي‌كنيم. امّا دين مقدّس اسلام براي تنظيم و تكميل زندگي انسان، دستور تعاون و همكاري داده و از تنازع وكشمكش به‌شدّت نهي مي‌كند و با صراحت تمام مي‌فرمايد: در راه نيكي و پرهيزگاري به يكديگر كمك‌كنيد و هرگز در راه‌گناه و تجاوز همكاري ننماييد.
       ولي همين‌دين مقدّس، در اين‌آيات 190 تا 194 و ديگرآيات جهاد، در شرايط خاصّي دستور جنگ و جهاد داده تا شريعت الهي‌كه عامل حياتي بشر است، از شرّ هجوم دشمن محفوظ بماند. ولي هدف،آدم‌كشي، استكبار،كشورگشايي و مملكت‌گيري نيست. بلكه هدف، حفظ عامل حياتي انسان، يعني دين، است. به‌همين‌جهت، نام جنگ، در اسلام جهاد است،آن‌هم جهاد في‌سبيل‌الله، جهاد در راه خدا. يعني،كوشش در راه مصون‌نگه‌داشتن دين خدا. قرآن، در يكي ازآيات نوراني‌اش، خطاب به ما مسلمانان‌كه بي‌تناسب با شرايط‌كنوني ما نيست، مي‌فرمايد: كاري‌كنيدكه رُعب و ترس از شما در دل دشمن ايجاد شود تا جرأت ايستادن در مقابل شما را نداشته‌باشند.
       درحقيقت، قرآن، با اين‌دستورات، نه‌تنها، به‌فكر سعادت مسلمانان است، بلكه سعادت دشمن نيز در همين است‌كه جرأت مقاومت در برابر حق را نداشته‌باشد. چون اگر جرأت پيدا كندكه در مقابل ما بايستد و با حق بجنگد، هم خودش بدبخت مي‌شود و هم جامعة انساني را به بدبختي مي‌كشاند. پس، هدف ما مسلمانان، از تقويت و تجهيز نيروي نظامي، بايد ارعاب و ترساندن باشد، نه‌كشورگشايي وكشتار. مسلمان، نه بايد ذليل باشد و نه مستكبر، بلكه مجاهدي في‌سبيلِ‌الله كه بكوشد تا راه خدا را حفظ نمايد. چرا كه خدا، انسان را آفريده تا به خود نزديكش‌كند و به سعادت ابدي برساند. و اين‌هدف، تنها، به‌وسيلة دين تأمين مي‌شود و بس. بنابراين، اگر دين، مورد هجوم دشمن قرارگرفت، در اين‌موقع است كه مسلمانان بايد به جنگ و قتال با دشمن برخيزند.
       و باز، بر خلاف سم‌پاشي‌هاي تبليغاتي دشمنان اسلام، از امتيازات افتخار‌آميز اسلام‌كه در همين‌پنج‌آية مورد بحث، دو بار به‌آن اشاره شده، اين‌است‌كه در عين اين‌كه دستور جنگ و مخاصمه مي‌دهد، در همان‌حال، دستور تقوا نيز مي‌دهد. اسلام، تقوا را، به‌رغم برخي‌كژانديشي‌ها، منحصر به خانه و مسجد و بازار نمي‌داند. بلكه مي‌گويد: در ميدان جنگ و قتال و ميدان سياست هم بايد متّقي باشيد. به‌طوري‌كه درآية 190 مي‌فرمايد: «تنها، با كساني بجنگيدكه‌آنها با شما مي‌جنگند». به‌عبارت ديگر، حقّ تعرّض و تجاوز به افراد يا گروه‌هايي را نداريدكه با شما طرف جنگ نيستيد، اعم از زنان وكودكان و پيران و بيماران و حتّي حيوانات و مزارع و مراتع و مساكنشان.
       و نيزآية 194 مي‌فرمايد: «به‌همان‌مقداركه به شما لطمه زده‌اند، به‌آنان لطمه بزنيد» و نه بيشتر؛ اگر ده نفر از شما را كشته‌اند، حق نداريد يازده نفر ازآنها را بكشيد. يا مثلاً اگر به شما صد تومان، خسارت مالي واردآورده‌اند، حق نداريد صدويك تومان به‌آنها خسارت واردآوريد. «و بدانيد تا متّقي نباشيد، در نزد خدا ارزش نداريد»، اگرچه در ميدان جهاد و در حال جنگ با كافران باشيد. يعني، نه‌تنها، نماز و روزه وكسب وكارتان، بلكه جهادتان نيز بدون تقوا فايده‌اي ندارد.
       همچنين، قرآن، در ديگرآياتش مي‌فرمايد: در همان‌حالي‌كه مي‌جنگيد، اگر يكي از مشركان وكافران از شما پناهندگي خواست، به او پناه بدهيد تا به ميان شما بيايد و سخن خدا را بشنود و بفهمدكه با چه‌كسي مي‌جنگد و منطق شما چيست. اگر هم قبول نكرد، اجبار و تحميلي دركار نيست. با اكراه نمي‌شودكسي را مؤمن به ديني ساخت. شما وظيفه داريدكلام خدا را به سمع او برسانيد؛ اگر قبول نكرد، او را به‌سلامت به جايگاه امنش برسانيد. و تازه،كسي را هم همراهش بگماريدكه هنگام‌آمدن و رفتن، بدون تعرّض احدي، به‌سلامت بيايد و به‌سلامت برگردد. و اين، براي‌آن‌است كه‌آنها نمي‌دانند و از حقايق دين‌آگاه نيستند.
       درحقيقت، اسلام، با اين‌دستورات نابش‌كه واقعاً حقوق بشر جهان متمدّن امروز با آن‌همه‌ادّعاي پوچ، بايد جلوي‌آن لُنگ بيندازد، پيش از همه‌چيز، مي‌خواهد مردم و حتّي دشمنانش‌آگاه و عالم شوند. آن‌گاه، اگر روي دندة لجاج و عناد افتاده و بر سر راه دين، ايجاد مانع‌كردند و از نشر و دعوت به توحيد جلوگيري نمودند، در اين‌صورت، ما مسلمانان را موظّف فرموده تا به جنگ با آنها برخيزيم و درعين‌حال، از مرز تقواي الهي نيز فراتر نرويم.

تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.