از چه زماني «قرآن»، «کتاب» شده است ؟


از چه زماني «قرآن»، «کتاب» شده است   ؟
       از ميان هفت آية پاياني سورة احقاف از صفحة 506 ، چهارآية آغازين اين‌صفحه، پيرامون ايمان‌آوردن‌گروهي از جنّيان به پيامبر اسلام(ص) و قرآن سخن مي‌گويند.که بناي ما استفاده‌اي از دوآية نخست است.
       دوآية 29 و 30 خطاب به پيامبر(ص) مي‌فرمايد: «به‌خاطر بياور موقعي‌که‌گروهي از جن را به‌سوي تو متوجّه ساختيم که به قرآن گوش فرا دهند. هنگامي‌که تلاوت قرآن پايان يافت، همچون مبلّغاني به‌سوي قوم خود رفتند وآنها را انذار کردند؛گفتند: اي قوم، ما کتابي را استماع‌کرديم‌که بعد از موسي نازل شده و به‌سوي حق و راه مستقيم هدايت مي‌کند».
       در اين‌که‌آيا سوره‌ها وآيات قرآن در زمان خود پيغمبر اکرم(ص) و به‌امر و نظارت‌آن‌حضرت(ص)، جمع‌آوري گرديده و تنظيم شده‌است؟ يا بعد از رحلت‌آن‌حضرت(ص) در زمان ابوبکر، اين‌عمل انجام پذيرفته و سپس، در زمان عثمان، تکميل‌گرديده‌است؟ وجوه و اقوالي درکتب و نوشته‌هاي محقّقين از علماي اسلامي‌آمده‌است.
       همان‌گونه‌که ديده مي‌شود، در اين‌جا، خداوند از زبان جنّيان، از قرآن تعبير به «کتاب» فرموده‌است. و همين‌بيان، يکي از شواهد روشني است بر اين‌که در زمان خود پيغمبر اکرم(ص)، تمام‌آيات و سوره‌هاي قرآن، به‌صورت مجموعه و «کتابِ» مدوّن و منظّمي در آمده‌است. وگرنه، بسيار مستبعد و دور از ميزان بَلاغت به نظر مي‌رسدکه خداوند از زبان جنّيان، ازآيات پراکنده و نامنظّمي‌که بر روي قطعاتي از سنگ‌هاي صاف‌کم‌حجم و پوست‌هاي ضخيم درختان خرما و استخوان‌هاي شانه‌هاي‌گوسفندان نوشته شده و در خانه‌هاي مسلمانان پخش است و قسمت ديگرش در سينه‌هاي قاريان و حافظان قرآن ضبط است، تعبير به «کتاب» فرموده‌باشد.
       کما اين‌که در حديث مشهور ثَقَلين‌که مُتَّفَقٌ عَلَيهِ بَينَ الفَريقين، از شيعه و سنّي است، رسول خدا(ص) نيز، از قرآن تعبير به «کتاب» فرموده وآن‌را به‌عنوان ماتُرِکِ بعد از خود نشان داده‌است‌که: إنّي تارِکٌ فيکُمُ الثَّقَلَين:کِتابَ الله وَ عِترَتي أهلَ بَيتي وَ إنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَيَّ الحَوض؛ حقيقت‌آن‌که من در بين شما دو چيزگرانقدر از خود باقي مي‌گذارم: کتاب خدا و عترتم اهل بيتم و محقّقاً آن دو، هرگز از يکديگر جدا نخواهند شد تا در روز قيامت بر من وارد شوند.
       مسألة جمع قرآن در حيات پيغمبراکرم(ص) عِلاوه بر دو شاهد فوق، هم داراي استدلال عقلي است و هم ادلّه و شواهد نقليّة فراوان ديگري داردکه ما، در اين‌مجال، قسمتي ازآن‌ادلّه و شواهد نقليّه را به‌طور نمونه، ارائه مي‌کنيم:
       ثالثاً: خود قرآن در سورة مبارکة قيامت مي‌فرمايد: إنَّ عَلَينا جَمعَهُ وَ قُرآنَه؛ حقيقت‌آن‌که جمع‌آوري قرآن و تنظيم و ترتيب‌آن، بر عهدة ما مي‌باشد. از مؤلّف‌کتاب مقدّمهُ‌المَباني نقل است‌که ذيل همين‌آية شريفه مي‌گويد: و اين، بهترين دليل است‌که خداوند جمع و نظم قرآن را خود به‌عهده‌گرفته و به‌وسيلة جبرئيل(ع) بر رسول اکرم(ص) نازل نموده‌است.
       رابعاً: ما در قرآن مکرّر به‌کلمة سوره و در يک‌جا به‌کلمة سُوَرکه به‌معناي سوره‌هاست، بر مي‌خوريم. و مي‌دانيم‌که مقصود از کلمة سوره در اصطلاح قرآن، مجموعة آياتي است‌که براساس ارتباط خاصّي يا به لحاظ مصالح ويژه‌اي با هم مجتمع‌گشته و يک قسمت از قرآن را تشکيل داده‌اند و براي امتياز از هم، به‌نام‌هاي مخصوصي ناميده شده‌اند. بنابراين، از تعبير خود قرآن به سوره و سور معلوم مي‌شودکه‌آيات قرآن در همان‌زمان نزول و حيات پيغمبر اکرم(ص) تنظيم شده و سوره سوره بوده و سوره‌ها نيز، از هم متمايز و در بين مردم، حتّي مشرکين و اهل‌کتاب، از يهود و نصارا، معروف و شناخته شده بوده‌است به‌طوري‌که‌آنها از همين‌طريق، دعوت به مبارزه شده‌اند و تَعجيزاً آوردن مانند ده يا يک سوره از سوره‌هاي قرآن، به‌آنان پيشنهادگرديده‌است. چه‌آن‌که بديهي است اگرآيات منظّمه‌اي به‌نام سوره در ميان مردم معروف و مبيّن نباشد، تَحَدّي، يعني دعوت مخالفين به مبارزه بر اساس‌آوردن مانند سوره‌اي از قرآن، سخني نامفهوم و دور از حدّ بَلاغت و ناسازگار با حکمت متکلّم حکيم خواهد بود.
       خامساً: در بيانات پيغمبر اکرم(ص) نيزکه از طريق شيعه و سنّي رسيده‌است، هم‌کلمة سوره و هم نام‌هاي بسياري از سوره‌ها آمده‌است. و همين نيز، مانند تعابير خود قرآن‌که‌گذشت، شاهد روشني است بر تدوين و تنظيم قرآن به‌صورت سوره‌هاي مشخّص در حيات رسول خدا(ص) و معروفيّت‌آن‌سوره‌ها در ميان مسلمانان پيش از رحلت‌آن‌حضرت(ص).
       سادساً: نام‌گذاري سورة حمد به فاتِحَهُ‌الکِتاب‌که در روايات از رسول‌خدا رسيده‌است، از شواهد بسيار روشن بر اين حقيقت است که قرآن در زمان پيغمبراکرم(ص) به‌صورت‌کتاب، يعني مجموعة مضبوط و مرتّبي درآمده و اين‌سوره هم چنان‌که فعلاً هست، سرآغاز آن‌کتاب بوده‌است. لذا از ناحية خودآن‌حضرت به نام فاتحه‌الکتاب، يعني سورة افتتاح‌کننده و سرگشاي قرآن، ناميده شده‌است. چه آن‌که نزول قرآن، با اين‌سوره افتتاح نشده‌است تا ازآن‌نظر به فاتحه‌الکتاب ناميده شده‌باشد. زيرا بنا بر مشهور و مستفاد از روايات، اوّلين سورة نازلة بر رسول خدا، سورة علق بوده‌است. بنابراين، تنهاوجه تسمية سورة حمد به فاتِحَهُ‌الکِتاب، همانا افتتاح ترتيب و تدوين قرآن به اين‌سورة مبارکه، در حيات پيغمبر اکرم مي‌باشد.

       سابعاً: تعبير به فتح و ختم قرآن و نصف و ثلث و ربع قرآن‌که در بيان پيغمبر اکرم(ص)، ضمن احاديث واردة ازآن حضرت(ص)آمده‌است، ظاهر در همين‌مطلب است‌که قرآن در حيات خودآن‌حضرت(ص) مجموعة کاملي را تشکيل داده و داراي مبدأ و مَختَم و کلّ و جزءِ معروف و شناخته‌شدة در ميان مسلمانان بوده‌است، به‌طوري‌که مردم از شنيدن عباراتِ افتتاح و اختتام وکلّ و نصف و ثلث از زبان پيغمبراکرم(ص)، به معناي‌آن‌کلمات انتقال ذهني پيدا کرده و مقدار معدودي از قرآن را در اذهان خود تصوّر نموده و مي‌فهميدند. وگرنه، روشن است‌که اوراق پراکنده و نامنظّم، مبدأ و مختمي ندارد و تعبير به‌کلّ و جزء و نصف و ربع دربارة آن، مفهوم مُحَصَّلي نخواهد داشت.

تاریخ انتشار : ۷ آبان ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.