از فرمایشات حضرت استاد آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق

از فرمایشات حضرت استاد آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق
 
اهمیت توجه انسان به بیداری معنوی و دوری از خواب و غفلت
اوّلين مرحله سير و سلوك، يَقظه و بيداري است. در برخي از روايات آمده است كه بسياري از مردم خواب‌اند. در بعضي از دعاهاي ماه مبارك رمضان هم درخواست بيداري مطرح است كه به خداي سبحان عرض مي‌كنيم خدايا ما را از خواب غفلت بيدار كن! 
علاماتی وجود دارد که مشخص می کند ما خوابیم یا بیدار، گفتند: خواب و بيداري ديگر حقيقت شرعيه ندارد كه مثلاً شارع بگويد خواب چيست، بيداري چيست. فقط در مناجات‌ها و دعاها ما را به بيداري تشويق مي‌كنند و از خواب بر حذر مي‌دارند. آن جمله‌هاي نوراني مناجات شعبانيه كه به خدا عرض مي‌كنيم خدايا ما هيچ وقت اهل سير و سلوك نبوديم توفيق مناجات با شما را نداشتيم مگر آن مرحله كه شما ما را از فيض يقظه و بيداري برخوردار كرده باشيد و ما را بيدار كرده باشيد. 
امام باقر(ع) در حدیثی بر عرضه اعمال بر قرآن و میزان بودن قرآن سفارش فرمودند. براي اينكه معلوم بشود خوابيم يا بيدار بايد خود را بر قرآن كريم عرضه كنيم كه ببینیم واقعاً خوابيده‌ايم يا بيدار. چون خواب و بيداري يك امر عرفي است و همه ما هر روز اين را تجربه مي‌كنيم. اين به عنوان حقيقت شرعيه نظير صوم و صلات مطرح نيست كه ما آيه‌اي یا روايتي داشته باشيم كه خواب و بيداري را معنا كند. 
علامات انسان خواب و غفلت زده اینگونه اند: يك انسان خوابيده حركاتش منظّم نيست. اگر هم حرف بزند حرف‌هايش موزون نيست. نه حرف‌هاي انسان خوابيده منظّم و موزون و منطقي است و نه حركاتش موزون و منظّم و منطقي است و نه بين حركات و گفتارهاي او يك ربط منطقي است. اين سه نشانه خواب است. اگر كسي خوابيده است حرف‌هايي كه مي‌زند منطقي و موزون نيست، حركاتي هم كه مي‌كند منطقي و موزون نيست، بين حركات و گفته‌هاي او هم ربط منطقي نيست.
نمونه دوم كه قوي‌تر از نمونه اول است اين است كه در بيداري كاملاً رابطه منطقي است. يعني كسي مي‌تواند بگويد من در دوران نوجواني دبستان رفتم، راهنمايي رفتم، دبيرستان رفتم يا حوزه رفتم، فلان مراحل علمي را پشت سر گذاشتم و الآن اين هم پايان‌نامه و مدرك من است. پس بين خواب‌ها هيچ رابطه‌ منطقي نيست، بين بيداري‌ها كاملاً رابطه منطقي است. پس معلوم مي‌شود بيداري چيست خوابيدن چيست. 
نتیجه گیری: برخي‌ها الآن ممكن است شصت سال يا پنجاه سال عمر داشته باشند ولی هنگامی از آنها سؤال بكنند كه پايان‌نامه اين پنجاه سالت چيست؟ چيزي در دستش نيست. چنين کسی معلوم مي‌شود پنجاه سال واقعاً خواب بود. براي اينكه هيچ رابطه‌اي بين اين دوران عمرش نيست، پايان‌نامه‌اي ندارد. نه كتابي نوشته، نه راهي را رفته، نه خدمتي به جامعه كرده، این ديگر برهان فلسفي نمي‌خواهد. چنين شخصی برای فهم این مطلب ديگر حكمت و فلسفه نمي‌خواهد. فقه و اصول نمي‌خواهد. وی كاملاً وقتي خودش را محاسبه كند معلوم مي‌شود پنجاه سال خواب بوده است. 
عظمت مرگ

برخی انسانها وقتي هم كه مُردند مدّت‌هاي مديد نمي‌فهمند مردند. مي‌بينند به یکباره وضع عوض شد، صحنه عوض شد، افرادي را مي‌بينند كه قبلاً نمي‌ديدند، صحنه‌هايي را مي‌بينند كه برايشان ناشناس است. بعد از مدّت‌ها رنج تازه مي‌فهمند كه مُردند و نام مبارك پيغمبر(عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) اصلاً به يادشان نمي‌آيد. اينكه در قبر به متوفی تلقين مي‌كنند و مي‌گويند بدان كه پيامبر شما كيست، كتاب شما چيست، ائمه شما چه كساني‌اند، براي اين است كه مَلكه او بشود. مگر جريان مرگ كار آساني است؟! شما ببينيد انسان در دوران فرتوتي و كهنسالي يك مختصر بيماري مي‌گيرد گرفتار فراموشي مي‌شود. وقتي كه يك مختصر كسالت باعث مي‌شود كه برخي از سلول‌هاي مغز آسيب ببيند و صلاحيّتش را براي ابزار بودن از دست بدهد و انسان همه چيز را فراموش بكند، چنین فردی وقتي كه حادثه مرگ پيش مي‌آيد چه خواهد شد؟!! 
البته از طرفی هم هيچ لذّتي براي مؤمن به اندازه لذّت مردن نيست. چرا که همه آنچه مورد علاقه اوست از يادش مي‌رود، اين فراموشي از بهترين نعمت‌هاست. همچنين در روايات كتاب الجنائز كافي آمده که هيچ لذّتي براي مؤمن بالاتر از لذّت مرگ نيست براي اينكه چهارده معصوم كنار بالين او حاضرند. 
پس ما مي‌توانيم اين راه را داشته باشيم كه خيلي خوب بميريم و قبل از آن خيلي خوب زندگي كنيم.

تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۱۳۹۱

نویسنده : مدیر سایت

ارسال برداشت
مشاهده برداشت ها

کاربر گرامی لطفا برای ارسال دیدگاه خود وارد سایت شوید تا بتوانید نظر خود را ثبت کنید باتشکر.

تاکنون هیچ دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.